کمی با من مُدارا کن

کمی با من مُدارا کن
کنارِ قلبِ من ،
جان گیر
در حضورِ مضطربِ آغوشم

رام کن
این اعتماد وحشی در تشویشِ تن را
دیوانه ام کن
در فتحِ درکِ بودت
در ذراتِ نفس کشیدنت

کنارم بمان
صبور مَردم باش

من از میانِ
تشنج دردهای نخواندهِ زندگی
برای فرو ریختن
در امنیت ِآغوشِ تو آمده ام
تا عاشق شوم

حواست هست؟
تو زیباترین اتفاقِ زندگیم شده ای
#پریناز_ارشد
#جانم_باش


#پست_جدید
دیدگاه ها (۱)

#در_بندِعشق...تو را در همان شب مهتابی دیدمسیه چشم و گسیو کمن...

🦋🌷 من از میانِتشنج دردهای نخواندهِ زندگیبرای فرو ریختن در ام...

فرو ریخته امجای بگیرکنارِ حضوری مضطربدر آغوش بگیرآخرین بازما...

فرو ریخته امجای بگیرکنارِ حضوری مضطربدر آغوش بگیرآخرین بازما...

‍ ‍ 🕊️... فرو ریخته امجای بگیرکنارِ حضوری مضطربدر آغوش بگیرآ...

‍ ‍ 🕊️... فرو ریخته امجای بگیرکنارِ حضوری مضطربدر آغوش بگیرآ...

جادویی عشق part ۶۵دیشب چه شبی بود چه مهموني هنوز جاي لبهاش ر...

#درین‌شب‌های‌مهتابی‌که‌می‌گردم‌میان‌بیشه‌های‌سبز ِ‌گیلان با ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط