عاشقانه

‍ با نگاهی آن همه آزار  یادم می رود
هرچه کردی برسرم آوار یادم می رود
خوب میدانم نمیمانی برای قلبِ من
باز تا دل می کند اصرار یادم می رود
نور دیدارت که در صبحم نمایان میشود
ظلمت شبهای پر تکرار یادم می رود
چشمهایم برملا می سازد اسرارِ دلم
تاکه میخواهم کنم انکار یادم میرود
در فراقت شعرها گفتم برای چشم تو
چشم‌درچشمت،همه اشعار یادم میرود
گرچه میدانم دوباره میکُنی خون به‌دلم
بُگذرد تا کارِ دل از کار  یادم می رود
میروی و باز حالِ من دگرگون می شود
هرچه را هم کرده ام اقرار یادم میرود
منکه یک عُمری فراموشم شده بی مهری‌ات
باز هم در لحظه‌ی دیدار... یادم می رود !
دیدگاه ها (۴)

پرنسس ناخواسته

✅ چند کلمه در باب رفتار بعضی عزیزان نسبت به حرفهای حسن روحان...

‍ با نگاهی آن همه آزار  یادم می رودهرچه کردی برسرم آوار یادم...

میروی و باز حالِ من دگرگون می شود هرچه را که کرده ام اقرار ی...

خوب میدانم نمیمانی برای قلبِ من باز تا دل می کند اصرار یادم ...

منکه میدانم دوباره میکُنی خون به دلم بُگذرد تا کارِ دل از کا...

#ب کجااا چنین شتابان جانااا!!ای ساربان آهسته رو ،کارام جانم ...

زندگی را طعم لب های تو گیرا می کندعطر یاد تو دلم را غرق رویا...

مینویسم از دلــــــــم شایـــــــد که دل شادان کندیاد رویت م...

می خواهند تورا فراموش کنم چراغ عشقت را در دلم خاموش کنم میخو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط