{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

اولین روز بارانی

اولین روز بارانی
اولین روز بارانی رابه خاطر داری؟غافلگیر شدیم چتر نداشتیم خندیدیم دویدیم وبه شالاپ شلوپ های گل آلود عشق ورزیدیم
دومین روز بارانی راچطور؟پیش بینی کرده بودی چتر آورده بودی و من غافلگیر شدم سعی می کردی من خیس نشوم وشانه سمت چپ تو کاملا خیس بود.
وسومین روز چطور؟گفتی سرت درد می کندو حوصله نداری سرما بخوری چتر راکامل بالای سر خودت گرفتی وشانه سمت راست من کاملا خیس شد
و و و و و وچند روز پیش را چطور؟به خاطر داری؟که بایک چتر اضافه آمدی و مجبور بودیم برای اینکه پین های چتر تو چش وچالمان نرود دو قدم ازهم دورتر راه برویم
.......
فردا دیگر برای قدم زدن نمی آیم تنها برو...
دیدگاه ها (۲)

سناریو کازوتورا درخواستی

وقتی مریض بودی ولی …

🩸 نیشِ نیمه‌شبقسمت اول — آن شب که جونگین پیدایت کردبارون از ...

فیک جونگکوک

میبخشی پارت ۴

تک پارتیاز:جیهوپاسم:آغازی دوباره در تاریکیعلامت ها:+جیهوپ_سو...

رمان سبز یشم زیر باران🍀🖤 پارت دوم «بعضی آدم‌ها از همان نگاه ...

مهمونی پارت ۶۰

رمان انتقام ازدواج کامل

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط