{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تک پارتی

تک پارتی
از:جیهوپ
اسم:آغازی دوباره در تاریکی
علامت ها:
+جیهوپ
_سونا(اسم دختر داستان)
مدت ها بود جیهوپ از زادگاهش فاصله گرفته بود
رفت و رفت‌و به عنوان یه دنسر معروف برگشت به زادگاهش
یه روز وقتی توی خیابون های قدیمی سئول قدم میزد به یه کافه قدیمی رسید
بارون هم شروع شد
اوایل اروم بود ولی بعدش شدت گرفت
وارد کافه شد
وقتی نشست چشمش به دختری خورد که به بغل پنجره نشسته بود و یه دفتر قهوه ای رنگ که یکمم به خاطر قطرات بارون خیس شده بود دستش بود به همراه یه مداد و داشت نقاشی همون لحظه بارونی رو می‌کشید
اما
این دختر صرفا فقط یه دختر نبود
اون دختر عشق اول و آخر جیهوپ بود
فلش بک به قبل از مهاجرت جیهوپ:
+سونا منو ببخش ولی این آینده منه و باید براش بجنگم
_هوپی هق هق آخه نمیشه که بعد از این هنه مدت هق منو ول کنی بری هققققق
+ببخشید سونا
اگر واقعا منو دوست داری منتظرم بمون قول میدم وقتی برگشتم باهم یه زندگی خوب داشته باشیم
_ببخشید هومی ولی نمیتونم این همه سال از زندگیمو هدر بدم
ببخشید
پایان فلش بک
برگشت به زمان حال:
چشمای جیهوپ برق زد
اول مردد بود که آیا به سمت برم یا نرم ولی خب اخرش اروم اروم قدم برداشت به سمت سونا
قدماش کوتاه بود ولی با قدرت
وقتی رسید به سونا اروم باش دستش به شونه سونا زد
سونا برگشت
_ج..جیهوپ؟
+برگشتم سونا
_و..و..ولی قرار نبود مگه نگفتی...
حرفش با حس لب های جیهوپ روی لب هاش قطع شد
+خیلی چیز ها گفتم ولی الان میبینی که اینجام
_ولی من ازت ناراحتم
بدون اینکه چیزی بگی رفتی
اون موقع ننشستی درست درباره اینکه کجا میری و چرا میری بهم توضیح بدی
+ببخشید سونا واقعا نمیخواستم اینطوری بشه
که یکهو
برق کافه رفت
همون لحظه صدای رعد و برق بلندی اومد که نورش باعث شد وسط کافه روشن بشه
جیهوپ دست سونا رو گرفت و بلندش کرد
و شروع کردن به رقصیدن
کاملا بداهه
بدون هیچ هماهنگی
انگار میخواستن تمام چیزهایی که توی این چند سال توی دلشون مونده بود رو با رقصیدن بهم بفهمونن
اون روز اونها دوباره همدیگرو پیدا کردن
توی تاریکی
و این تاریکی
شروع یه روشنایی بود
یه آینده روشن
برای جفتشون...
پایان....
لیلیلیلیلیلیلی
چهارمین تک پارتی منتشر شددددد
حمایت کنید قربونتون برم🌷
دیدگاه ها (۵)

خوب خوب دوزتان گلماین فیک ازدواج اجباری بزودی قراره تموم شه ...

_«درِ سیزدهم» 🗝️🕯️پاندورا هنوز به اون چهار اسم روی دیوار نگا...

رمان سوم پارت چهار دهم ࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚⃘͡✿⃘͡࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚ː࿙᷍࿚>> داخل ات...

یه شروعِ غیرمنتظره… رمان جدید در راه است! ✨)اتفاق‌ها همیشه و...

still with you

چند پارتی (درخواستی)

چند شاتی درخواستی از جیهوپ وقتی بازیگری و سر صحنه کیس با جیه...

جوانه عشق در قلبی سنگی))part:1[ویو ساعت ۷ صبح به وقت کره ]خو...

چند پارتی درخواستی

سلام قشنگای من 🥹🤍بالاخره برگشتم…بعد از یه مدت طولانی که مجبو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط