فیک کوتاه تک پارتی [ در خانه ی ات چه میگذرد]

همه باهم رویه. زمین نشسته بودیم و از بدبخیامون حرف میزدیم که من گرسنم شد

ات: جین هیونگ میشه برام خوراکی. بگیری؟
حین: چرا خودت نمیگیری
ات: پول ندارم
ته: اما حقومونو. که. پری روز. زدن چی. شد
جیمین: برایه تو نریختن؟
ات: همه رو دادم خیریه [ لبخند بدبختانه ]
کوک: ببینم پولت اضافه اومده میدادش. به من چرا دادی. اونجا
ات: من خودم یه پا خیرم برادر. خودم محتاجم. بدم به تو؟؟؟؟
جین: پس مرض داشتی دادی
ات : گفتم ببینم چجور حسیه
شوگا: پس برو حس کن پول نداشتن چه حسیه
ات: حس کردم. بسه این اذابو ازم بکنیددددددددددددددددد[ درحال عر. زدن ]
نامی : خودت مرض. داری چکار کنیم؟
کوک: این از همون بدبختره.
ات: لازم. نیست به. روخم بکشی
کوک: روخم داری؟
ات: فقط فرار کن که اعصابم مصاب ندارم [ موش. بدو گربه. بدو ]
کوک: چیه خوب. راست میگم
ات: راست نگوووووو
کوک: عه باشه من نبودم که دیشب تمام بستنی. ها و خوراکیاتو خورده من نبودم
ات:: خودتتت باید برام بگیییییییییبییییییییپیییییییبییییی[عر میزنه]
کوک: باشه باشه
نامی : بسه بیایید بشیدین
شوگا: تا اعصابم به گ. ا نرفته گیرم. بخوابم
جین: منم میرم برات یه چیزی درست کنم
ات: ممنون 😁😁

پایان 😙
دیدگاه ها (۴)

شب تولدم فصل 3پارت 21ات: او بله بفرمایید دکتر: خب نمیدونم تب...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۱ات ویو مامانمینا زنگ زدن جواب دادم ات: سلامممممم. ا ب....

#عشق_بعد_نفرت پارت: 7ویو اتبزور پسرا نشستم برای استراحت بعد ...

پارت ۱۰ پدرم بود گلویم را صاف کردم و آیکون سبز رنگ را فشار د...

41partیون‌سوک: «مطمئنی؟»لارا: «آره، اگه مهم بود بده، اگه نه،...

سناریووقتی میخوای بری خرید و ازشون پول میخواینامی: عزیزم همی...

#سناریووقتی بهت میگن درس بخون ولی مخالفت میکنی(دلم برای سنار...

*وقتی می‌رید برای تولد دوست اونا لباس بخرید و ات هم یه لباس ...

سناریو بی تی اس

بچها نشد این پایانه

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط