🥀

🥀

موج آب زندگی جز پیچ و تاب عشق نیست
سوزد از لب‌تشنگی هر کس کباب عشق نیست

می‌رساند چون ره خوابیده رهرو را به جان
رشته‌ی ‌جانی که در وی پیچ و تاب عشق نیست

استخوان را پنجه مرجان کند در زیر پوست
گر به ظاهر سرخ‌رویی در شراب عشق نیست

خاکیان را دل کجا ماند به جای خویشتن؟
آسمان را چون قرار از اضطراب عشق نیست

می‌کند ریگ روانش کار آب زندگی
پیچ و تاب ناامیدی در سراب عشق نیست

گریه‌ی عشاق دوزخ را کند باغ خلیل
آب این آتش به جز اشک کباب عشق نیست

شاه را درویش می‌سازد، گدا را پادشاه
عالمی چون عالم خوش‌انقلاب عشق نیست

پرتو شمع تجلی پرده‌سوز افتاده است
چشم پوشیدن حجاب آفتاب عشق نیست

مطلب از ایجاد دل کیفیت عشق است و بس
پیش سگ انداز آن دل را که باب عشق نیست

گوی چوگان سبک‌ سیر حوادث می‌شود
هر که را در مغز سر بوی شراب عشق نیست

نیست در چشم بصیرت خال اگر محمد تو را
نقطه‌ی شک در سراپای کتاب عشق نیست..
دیدگاه ها (۰)

تو نمی‌خواهی عزیزت بشوم، زور که نیستیا نگاهم بکنی، چشم تو مج...

عاشقانه های شبنم

نزدیک پاییز است

سپیده که سر بزند #آفتاب سفره اش را پهن می کند و قدم های کوچه...

آنجا که «من» در آتشِ شناخت می‌سوزد، پرده‌ها از میان برمی‌خیز...

اول میگفتم ،تو اگر "کلمه "بودی میشدی مرهم...بعد دیدم تو خود ...

آدم‌ها فکر می‌کنند عشق یعنی چیزهای عجیب‌وغریب یا کلماتی که ف...

قایقی خواهم ساخت ..

درباره‌ی جهان:در آینده‌ای نه‌چندان دور، بشریت با کشفِ «کریست...

اهل کاشانم روزگارم بد نیست ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط