{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

LOOKING FOR YOU

LOOKING FOR YOU
PART : ³

کای با یه عالمه کاغذ و چندتا کتاب وارد دفتر تهیونگ شد
کای : بیا هرچیزی که میخواستیو پیدا کردم ، حتی یه کتابم پیدا کردم که در مورد همین افسانه نوشته شده و توی اون دوران خیلی پرفروش بوده
درحالی که کاغذ ها رو روی میز میزاشت گفت
تهیونگ : افسانه ؟!
کای : آره دیگه ، سایت های زیادی رو نگاه کردم و بیشترشون میگفتن این داستان فقط یه افسانس
تهیونگ : واقعا ؟! یعنی واقعیت نداره ؟!
کای : نمیدونم ، این کتابها رو خوندم و آخر کتابه نوشته بر اساس واقعیته و از اونجایی که این کتاب خیلی وقت پیش نوشته شده یعنی واقعیت داره ، نه ؟
تهیونگ کتاب رو برداشت و چند خطشو خوند ، دقیقا همون چیزاییه که تو خواباش دیده
تهیونگ : این کتابو کی نوشته ؟
کای : نمیدونم ، خیلی دنبال اسم نویسنده گشتم ولی هیچ اسمی نداره ، البته تو یه سایتی نوشته بود بعد از مردن همشون یکی از خدمتکارای همون عمارت این داستانو نوشته
تهیونگ : خوندیش ؟
کای : آره ، کتاب مورد علاقم شده . داستانش غمگینم ولی خیلی قشنگه
تهیونگ : در مورد چیه ؟
درحالی که همینجوری صفحه هاشو ورق میزد پرسید
کای : " یه اشراف زاده ای به نام کیم چاران ( تهیونگ توی زندگی قبلیش اسمش چاران بوده مثلا ) عاشق خدمتکارش میشه و یه دختر اشراف زاده که عاشق چاران بوده می‌فهمه و حسودی می‌کنه برای همین به پدرش در مورد رابطه چاران و خدمتکارش میگه و پدرش هم خدمتکاره رو اعدام می‌کنه ، چند هفته میگذره و چاران که دیوونه شده بوده همه اعضای خانوادش و می‌کشه و بعدم خودکشی می‌کنه " . ظاهرا تا سال ها در مورد عشق این اشراف زاده و خدمتکارش حرف میزدن و این کتاب پرفروش ترین کتاب اون دوره بوده.
این داستان...دقیقا همونیه که تهیونگ هرشب تو خواباش میبینه . یعنی...توی زندگی قبلیش یه اشراف زاده بوده که عاشق خدمتکارش شده و خدمتکارش اون پسرس ؟!
تهیونگ : همین الان برو خیابون @٪√¥ ( مثلا یه اسم گفت 🫪😂 ) فیلم دوربین های مداربسته رو می‌خوام
کای : برای چی ؟!
با گیجی پرسید
تهیونگ : فقط برو کاری گفتمو بکن
کای : باشه....
با تردید زمزمه کرد و از اتاق بیرون رفت . تهیونگ دستی توی موهاش فرو برد و به پشتی صندلی چرخ دارش تکیه داد و با خودش فکر کرد " باید چیکار کنم ؟ پیداش کنم و بهش بگم من یه دیوونم که هرشب خوابای عجیب قریب میبینم و تو هم تو خوابامی ؟ " پوزخندی عصبی زد و تصمیم گرفت فعلا با کاراش خودش رو سرگرم کنه تا کمتر به این چیزا فکر کنه

....ادامه دارد
دیدگاه ها (۴)

*سونگ کانگ درباره رفاقتش با تهیونگ گفته👑🐻🤎:👤 اون عکسی که با ...

*سونگ کانگ درباره رفاقتش با تهیونگ :👤 اون عکسی که با تهیونگ ...

پارت ۲۹

#معرفی_کتابツ 📚این کتاب رو چند روز پیش اگه اشتباه نکنم تموم ک...

A Love Transcending CenturiesPart 7کتابخونه‌ی قصر، از اون کت...

اسلاید اول:💜: تهیونگ، من خیلی منتظر چهارشنبه‌ام! فکر اینکه ق...

dark life = 39

*🐥 ترجمه‌ی صحبت‌های جیمین در لایو 💛💜🐥 جین هیونگ هم بدن خیلی ...

توهمی از تجاوز و عاشقانه و بلایی که تجاوز میاره طبق

پاره شدممممممممممم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط