{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

حکایت در #چالش_بین_روح_و_تن

حکایت در #چالش_بین_روح_و_تن
تورا غیر این غذای خواب و خور، غذای دیگر است که: اَبِیْتُ عِنْدَ رَبِّیْ یُطْعِمُنِیْ وَ یَسْقِیْنِیْ (شب را #نزد_پروردگار_خویش گذراندم، و او مرا اطعام نمود و شراب [ #معرفت ] نوشانید - ازسخنان #پیامبر_اکرم_ص در باره #شب_معراج ).
درین عالم آن غذا را فراموش کرده ای و به این مشغول شده ای و شب وروز تن را می پروری. آخر این تن اسب توست، و این عالم آخور اوست، و غذای اسب غذای سوار نباشد، اورا به سر خود خواب و خوری است و تنعنمی است.

اما سبب آنکه حیوانی و بهیمی بر تو غالب شده است، تو بر سر اسب در آخور اسبان مانده ای و در #صف_شاهان_و_امیران_عالم_بقا مقام نداری. دلت آنجاست، اما چون تن غالب است، حکم تن گرفته ای و اسیر او مانده ای – همچنانکه #مجنون قصد دیار #لیلی کرد، اشتر را آن طرف می راند تا هوش با او بود، چون لحظه ای مستغرق لیلی می گشت و خود را و اشتر را فراموش می کرد، اشتر را در ده بچه ای بود، فرصت می یافت، باز می گشت و به ده می رسید. چون مجنون به خود می آمد، دو روزه راه را باز گشته بود. همچنین سه ماه در راه بماند، عاقبت افغان کرد که این شتر بلای من است، از اشتر فرو جست و روان شد.
هَوی نَاقَتِیْ خَلْفِیْ وَقُدِّامِیِ الْهَوی فَانِّیِ وَاِیَّاهَا لَمُخْتَلِفَانِ
منبع : #مولوی . مقاله هفتم از کتاب #فیه_ما_فیه
#گنجینه_علوی_ساوجی
@srazsaveh
#مذهبی #دین_اسلام #حضرت_محمد_ص #فرهنگ_و_ادب #ادبیات #شعر #نثر #حکایت_آموزنده #غالب_شدن_حیوانیت #لیلی_و_مجنون #نکات_جالب_توجه #سبک_زندگی #شف5275
#Islam
#Muhammad_in_Islam
#Culture_and_Literature
#literature
#Interesting_points
#Rumi
#life_style
دیدگاه ها (۱)

𝑩𝒆𝒚𝒐𝒏𝒅 𝒕𝒉𝒆 𝑷𝒂𝒓𝒄𝒉𝒎𝒆𝒏𝒕 𝑩𝒐𝒖𝒏𝒅𝒔آن سوی مرز های کاغذی. عصر ویکتوری...

اهم _ بیاید همه چیزو راجب نوئل بدونیم_ میاو_(برم سیلوینو هم ...

تو را غیر این غذای خواب و خور ، غذایدیگر است که «اَبِیْتُ عِ...

لیلی شبی از وادی مجنون گذر کردبا گوشه چشمی به حال او نظر کرد...

📚 #حکایتی‌بسیارزیباوخواندنی💎مجنون و شترروزی مجنون آهنگ دیار ...

به مجنون گفت روزی ساربانیچرا بیهوده در صحرا دوانی اگربا لیلی...

💚🍃💚🍃💚🍃💚🍃💚🍃

بــه مجــنون گفـت روزی ساربانیچــرا بیــهوده در صحــــرا دوا...

در این دنیا اگر همه چیز را فراموش کنی باکی نیست. تنها یک چیز...

بی تو شبهای خیالم بی مه ومهتاب گشتدیده باریدن گرفت و دامنم س...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط