خیلی وقت ها میشینم پشت سیستم

خیلی وقت ها میشینم پشت سیستم
و هدفون میذارم تا موزیک آرومم کنه
جسمم رو صندلیه اما روحم ، فرسنگ ها از من دور شده ...
کلی حرف میاد توی ذهنم  ،
انگار کلمات یکی یکی جلو چشام دارن رژه میرن
میخوام به زبون بیارمشون اما نمی دونم چرا نمی تونم
باو کنید نمیتونم
 یه حرفایی رو هم نمیشه گفت ، بعضی هاشون رو هم باید خورد
بعضی هاش رو نه میشه گفت و نه میشه خورد
هموناست که می مونه سر دل ، میشه بغض ، میشه سکوت
میشه همون وقتایی که خودتم نمی دونی چته ... !
خدایا
دلتنگی هامو هیچ بارونی آروم نمی کنه
یه فکری بکن
اشک های من طعنه میزنه به بارون رحمتت ...
 چند ثانیه
 چشمام رو می بندم و به سکوت درونم گوش میدم
 آروم نفس می کشم و عمیق
میذارم توی این دنیای مجازی
و پر تلاطم یه خورده آسمون ذهنم آروم بگیره
یه صدایی می آد
یه صدا که آروم از ته قلبم می گه
خدا هست ...
راه آسمون همین نزدیکی هاست ، فقط نگاهش کن ...
خدای من
هستی ، می دونم
ببخش که همیشه از تو خواستم
اما خودتو نخواستم !
می خوام با کمکت
آینده رو بسازم ،
طوری که گذشتم جلوش زانو بزنه ...
شــايــد بــــاورتــــون نــشـــه . . . 
ولـــي مـــنــــــــم يــه روزي ،
مــــــي خـنـــــــديــــــــــدم . . . ! ! !


〽
دیدگاه ها (۱۲)

چقدر توصیف زیبایی

سورا و رین

ارش پیر_arashpir

خدا توی زندگی یه حس امنیته انگار یکی از اون بالا ها میگه ارو...

گاهی خودمم نمی‌دونم دقیقاً چه حسی دارمفقط می‌دونم یه چیزی تو...

هیچی والا یکی رو یکی از سال بالایی ها کراش زده بود بهش یه گر...

قسمت دوم: شبِ سرنوشت‌سازمکان: حاشیه استخرِ لوکسِ پشت‌بام هتل...

فصل اول | مدرسه آویدقسمت هفتم | داخل کلاس چهارم

dark life = 38

*🩷 𓂃 ࣪˖ ִֶָ🦋اون شب، جیمین شمع‌ها رو فوت کرد.🎂و درست همون لحظ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط