یه جور نگرانی مثل خوره افتاده توی ما که نکند شما به کل ما
یه جور نگرانی مثل خوره افتاده توی ما که نکند شما به کل ما را فراموش کرده اید.
ببینید آقا! ما اینجا هستیم! اینجا. قضیه ما را یادتان هست؟
یک قراری که شما جلو بروید وما پشت سرتان راه بیفتیم و این حرفها...یادتان هست؟
حتما این هم خاطرتان هست که شب رسیدیم بیابان؟ از بخت بد شاید مهتاب که بماند،شاید
یک ستاره هم نبود.ابرها چفت هم،ظلماتی درست کرده
بودند؛ غلیظ،تودرتو. چشم،چشم را نمیدید. چنگ میزدیم به ردای هم که یکهو جا نمانیم؛
چون گم اگر میشدیم واویلا بود.......فکر می کنید ما الان کجاییم؟ همان بیابان. همان شب. وحشت زده و یخ زده کنار رد شما
که یک هو تمام شده؛ همین. نشسته ایم اینجا و باریکه ای نور از پشت توده ابرها
افتاده توی صورتمان.یعنی ممکن است ما را یادتان رفته باشد؟؟؟
ببینید آقا! ما اینجا هستیم! اینجا. قضیه ما را یادتان هست؟
یک قراری که شما جلو بروید وما پشت سرتان راه بیفتیم و این حرفها...یادتان هست؟
حتما این هم خاطرتان هست که شب رسیدیم بیابان؟ از بخت بد شاید مهتاب که بماند،شاید
یک ستاره هم نبود.ابرها چفت هم،ظلماتی درست کرده
بودند؛ غلیظ،تودرتو. چشم،چشم را نمیدید. چنگ میزدیم به ردای هم که یکهو جا نمانیم؛
چون گم اگر میشدیم واویلا بود.......فکر می کنید ما الان کجاییم؟ همان بیابان. همان شب. وحشت زده و یخ زده کنار رد شما
که یک هو تمام شده؛ همین. نشسته ایم اینجا و باریکه ای نور از پشت توده ابرها
افتاده توی صورتمان.یعنی ممکن است ما را یادتان رفته باشد؟؟؟
- ۳۳۶
- ۰۷ شهریور ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط