{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتگو با دل

*** گفتگو با دل ***

چون دلم شد کربلایی , سرفرازی می کند *
با غبارِ درگهِ یار , عشقبازی می کند *

گفتمش مفتون و شیدا, بیا به سویِ وطن.
برنصیحتهایِ من , او تُرکتازی می کند .

گفتمش : جبرانِ مافات است از این ماندنت ؟*
گفت : فرزندِ علی بنده نوازی می کند*

گفتمش از دوستی باکوفیان , پرهیزکن.
گفت میدانم , ستمگر جانگدازی می کند.

گفتمش کوفی بُوَدمکّارو هم پیمان شکن.
گفت این آوازه ی او , یکّه تازی می کند.

گفتمش ساکن شدی درگلشنِ آلِ علی *
گفت آری , عطرآن شامه نوازی میکند*

گفتمش , این کِلک و این دفتر بُوَد وقفِ حسین -
گفت در راهِ اِرادت , پاکبازی می کند -

گفتمش باطبعِ شعرم , عده ای بیگانه اند.
گفت مخورغم نزدِزهرا سرفرازی میکند

گفتمش به ساقیِ کوثر بگو , پُرگنهم -
گفت عظیما: تو بیا او چاره سازی میکند-
دیدگاه ها (۱۸)

* مرغِ زیبای سَحَر, نغمه ی خوشتربنواز.* چون طلوعِ دگری آمده ...

ای ویسگون:در آغازِ محبت , گرپشیمانی بگو بامن-که من هم دل زمه...

دوستان عزیز ویسگونی من لطف کنید واین دلنوشته ام را تا آخر بخ...

* به نامِ او , که اندر جمکرانش ** شدم مدّاحِِ آن سروِ چمانش ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط