{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

درد

◇ من ... واقعا کاری نکردم .... من نگفتم ابن بلا رو سر تو بیاره
◇ محکم بغلش کردم... من واقعا خیلی متاسفم
◇ می تونی وایستی ؟
_ ولم کن .... مثل وحشی ها از بقلش اومدم بیرون .... از اونجا رفتم
_ توی راه خیلی تلو تلو می خوردم
_ خودمو انداختم تو مغازه آقای فوجیتا
_ سلام
٪ ای وای ساکورا ... دستمال خیس بیارم ؟
_ اره ممنون میشم
_ اگه میشه به بابام____
٪ ای وای از هوش رفت
٪ الو آقای گوجو ساتورو
# بله آقای فوجیتا چیزی شده ؟
٪ دخترتون ..
# اونجاست ؟
٪ اره فقط___
# الان میام
٪ این کله خراب هم که گوشی رو قطع کرد
٪ ای خدا بچه جون با این لباس سرما می خوری
٪ چیکار کنم ... ای وای
# آقای فوجیتا ساکو___
# ساکورا ..... عزیزم حالت خوبه ؟
# کتم رو در آوردم و انداختم رو دوشش
# خیلی متشکرم که زنگ زدین
٪ خواهش میکنم
# عزیزم... الان میرسیم جوجوتسو
# داشتم میبردمش پیش شوکو
# شوکوووووو
• زهر مار ... چته مثل گراز داد میزنی ؟
# ساکورا
• بزارش رو تخت
• الو کره بز * اشاره به مگومی *
• تن لشتو بلند کن بیا سالن درمان
@ الان میام شوکو سنپای
# خواهش میکنم یه نگاه بهش بکن
• خب بزار ببینم
@ اومدم
• اون بسته باند رو به من بده
• یه نخ بخیه با یه چاقو درجه آخر نازک به من بده
@ چشم
@ بفرمایید
• ساتورو سرشو محکم نگه دار
_ از درد زیاد چشمام باز شد بابا رو بالا سرم دیدم خیلی نگران بود
_ اییییییییییییییییییییییییییییییییی
# کی تموم میشه ؟
• تموم شد ... باید دردشو تا یه هفته تحمل کنی
• بابا بریم خونه
# محکم بغلش کردم.... بچه خیلی ترسیدم ... فکر کردم مردی
# میریم خونه ... کی این کار رو با تو کرد ؟
_ بدون هیچ مکثی گفتم : می خواستم خودکشی کنم
# یه دفعه بدون حرکت شدم
× چیکار می خواستی بکنی
~ این دفعه دومه
= همش از صدقه سری پدرشه
# دروغ نگو ... من خرم
_ نه ... استغفرالله... اصلا من خرم
# بگو کار کی بود
_ از بغل بابا اومدم بیرون
_ اهههههه ... نمی خوام بگم ولم کنین
_ از محوطه اونجا خارج شدم و رفتم بخش جنگلی جوجوتسو و یه جا پیدا کردم و نشستم
_ سعی کردم آروم باشم ... ولی خیلی کلافه بودم
_ لعنت به من .... لعنت به این زندگی ... کاش هرگز به عنوان دختر گوجو ساتورو به دنیا نمی اومدم
# چرا ؟ چون نمی تونم مراقبت باشم؟
# چون پدر خوبی نیستم؟
_ نه ... بابا... از اینکه نمی تونم از خودم مراقبت کنم .... از اينکه هیچ وقت دختر قوی برای تو نبودم
# کافیه .... بیا بریم خونه
دیدگاه ها (۰)

مومو بقیه میرن بالا پشت بوم و میزوکی رو میزارن یه گوشه هیراگ...

🚩 ایران فقط یه اسم روی نقشه نیست؛ خونه‌ست. خونه‌ای که هر گوش...

استی: خیلی بهت افتخار می‌کنم، لینو!!!🐺: خیلی خوشگله، جدی میگ...

+نه بابا اخه ببی ( بوق بوق گوشی رو قطع کرد) دید ات وای چکار...

«بابا… این خونه هنوز هم صدای تو رو کم داره»بابا… نمی‌دونم چر...

#عشق در نگاه او part 3 من خمار وایساده بودم و داشتم به بوسه ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁴⁷ویو: اتچند دقیقه بعد، درِ اتاق ب...

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹p50تمام راه، هزار بار تصمیم گرفته بود هیچ...

سناریو تهیونگ

سلام بعد کلییییی مدت دوباره اومدم میدونم اوضاع خیلی بد بود و...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط