{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در کودکی؛

در کودکی؛
پاک کن هایی ز پاکی داستیم
یک تراش سرخ لاکی داشتیم
کیفمان چفتی به رنگ زرد داشت
دوشمان از حلقه هایش درد داشت
گرمی دستانمان از آه بود
برگ دفترهایمان از کاه بود
تا درون نیمکت جا میشدیم
ما پر از تصمیم کبری میشدیم
با وجود سوز و سرمای شدید
ریزعلی پیراهنش را میدرید
کاش میشد باز کوچک میشدیم
لااقل یک روز کودک میشدیم…
" تقدیم به دهه ۶۰ ی ها"
دیدگاه ها (۵)

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در کودکى : پاکن هایی ز پاکى داشتيم,يک تراش سرخ لاکى داشتيم,ک...

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در كودكی پاكن هایی ز پاكی داشتیم، يک تراش سرخ لاكی داشتیم،كی...

در کودکی:
پاکن هایی ز پاکی داشتیم،یک تراش سرخ لاکی داشتیم،کی...

کاش میشدکوچک میشدیم ...درکودکی:پاکن هایی ز پاکی داشتیم...یک ...

در کودکی: پاکن هایی ز پاکی داشتیم،یک تراش سرخ لاکی داشتیم،کی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط