سناریو اوشینوکو پارت ۱
ویو ای :
من از بچگی دوست داشتم یه ایدل بشم اولین اهنگی که خوندم خیلی زود معروف شد خیلی از شرکت ها بهم پیشنهاد کار دادن.
من چند روز پیش رفتم کنسرت گروه بیکوماچی. ۳ تا دختر بودن.(روبی و ممچو و اریما) خیلی خوب میخوندن الان که فکر میکنم یکی از اون دخترا هوشینو روبی بود و توی مدرسه منه.
رفتم سمت کلاسش و پیداش کردم رفتم سمتش.
ای : ببخشید شما هوشینو روبی هستید؟
روبی : اره خودمم. کاری داشتی؟
ای : خب میخواستم بیام توی گروه بیکوماچی.
روبی دستام رو گرفت و یه لبخند چشم بسته زد.
روبی : واقعا؟ میخوای عضو شی؟ عالی میشه. پس من امروز معرفیت میکنم.
ای : ممنونم.
بعدش رفتم سر کلاسم.
خونه ای :
وقتی رسیدم خونه بادیگاردم در ماشین رو باز کرد و من رفتم بیرون و وارد خونه شدم. (ای بچه پولداره 🤑💸)
رفتم حمام و درسام رو انجام دادم که گوشیم زنگ خورد. برداشتم و جواب دادم.
ای : الو؟
روبی : سلام ای چان منم روبی. خوشبختانه رییسم قبول کرد تو میتونی عضو گروه ما بشی.
خیلی خوشحال شدم.
ای : ممنونم روبی چان.
فردا :
لباسم رو پوشیدم و رفتم مدرسه روبی رو دیدم رفتم پیشش.
ای : سلام روبی.
روبی : ای ، اکوا این ایعه همون که بهت گفتم.
یه پسر کنار روبی بود و شبیه روبی بود.
پسر : من هوشینو اکوامارین هستم اکوا صدام کن. من برادر دوقلو روبی ام.
ای : خوشبختم. من دیگوری ای هستم.
رفتیم سر کلاسامون و زنگ تفریح من رفتم پیش روبی.
روبی : قبول داری اسم اکوا خیلی طولانیعه؟
ای : اسمش که قشنگه.
یهو یه دختر با موهای قرمز پرید رو کول روبی.
دختر : یوهو سلام روبی این دختر کیه؟
روبی : اریما این دختر ای هست. ای این اریماست اونم تو بیکوماچیعه.
اریما : پس ای تویی. به بیکوماچی خوش اومدی.
ای : ممنون.
اریما : امروز بیا تمرین داریم به زودی قراره یه اهنگ جدید بخونیم.
ای : باشه.
من از بچگی دوست داشتم یه ایدل بشم اولین اهنگی که خوندم خیلی زود معروف شد خیلی از شرکت ها بهم پیشنهاد کار دادن.
من چند روز پیش رفتم کنسرت گروه بیکوماچی. ۳ تا دختر بودن.(روبی و ممچو و اریما) خیلی خوب میخوندن الان که فکر میکنم یکی از اون دخترا هوشینو روبی بود و توی مدرسه منه.
رفتم سمت کلاسش و پیداش کردم رفتم سمتش.
ای : ببخشید شما هوشینو روبی هستید؟
روبی : اره خودمم. کاری داشتی؟
ای : خب میخواستم بیام توی گروه بیکوماچی.
روبی دستام رو گرفت و یه لبخند چشم بسته زد.
روبی : واقعا؟ میخوای عضو شی؟ عالی میشه. پس من امروز معرفیت میکنم.
ای : ممنونم.
بعدش رفتم سر کلاسم.
خونه ای :
وقتی رسیدم خونه بادیگاردم در ماشین رو باز کرد و من رفتم بیرون و وارد خونه شدم. (ای بچه پولداره 🤑💸)
رفتم حمام و درسام رو انجام دادم که گوشیم زنگ خورد. برداشتم و جواب دادم.
ای : الو؟
روبی : سلام ای چان منم روبی. خوشبختانه رییسم قبول کرد تو میتونی عضو گروه ما بشی.
خیلی خوشحال شدم.
ای : ممنونم روبی چان.
فردا :
لباسم رو پوشیدم و رفتم مدرسه روبی رو دیدم رفتم پیشش.
ای : سلام روبی.
روبی : ای ، اکوا این ایعه همون که بهت گفتم.
یه پسر کنار روبی بود و شبیه روبی بود.
پسر : من هوشینو اکوامارین هستم اکوا صدام کن. من برادر دوقلو روبی ام.
ای : خوشبختم. من دیگوری ای هستم.
رفتیم سر کلاسامون و زنگ تفریح من رفتم پیش روبی.
روبی : قبول داری اسم اکوا خیلی طولانیعه؟
ای : اسمش که قشنگه.
یهو یه دختر با موهای قرمز پرید رو کول روبی.
دختر : یوهو سلام روبی این دختر کیه؟
روبی : اریما این دختر ای هست. ای این اریماست اونم تو بیکوماچیعه.
اریما : پس ای تویی. به بیکوماچی خوش اومدی.
ای : ممنون.
اریما : امروز بیا تمرین داریم به زودی قراره یه اهنگ جدید بخونیم.
ای : باشه.
- ۱۳.۴k
- ۰۸ مرداد ۱۴۰۴
دیدگاه ها (۰)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط