{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرم

آبی تر از آنم که بی رنگ بمیرم
از شیشه نبودم که با سنگ بمیرم
من آمده بودم که تا مرز رسیدن
همراه تو فرسنگ به فرسنگ بمیرم
تقصیر کسی نیست که اینگونه غریبم
شاید که خدا خواست که دلتنگ بمیرم #رمان_سفر_به_دیار_عشق
دیدگاه ها (۲)

نمیدانم عزیزکم تقصیر من است یا قانون گذر زمان اینگونه بی رحم...

واست دعا میکنم.

شهیدی که قصه‌اش،از خودِ شهادتش عجیب‌تر است…شهید فخّار؛مردی ک...

زندگی من از همون جایی استارت خورد که خدا شما رو بهم هدیه داد...

____[The Forbidden Crossing]____

#نفرتی_عاشقانه 𝑷𝒂𝒓𝒕:𝟖𝟏پسر کوچیکتر همونطور که با اون استایل ج...

راز خون پارت سوم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط