آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...
تو کجایی پدرم...؟!
آنقَدَر حسرت دیدار تو دارم که نگو...
بسکه دلتنگ تو ام ،از سر شب تا حالا...
آنقَدَر بوسه به تصویر تو دادم که نگو...
جانِ من حرف بزن!
امر بفرما پدرم.
آنقَدَر گوش به فرمان تو هستم که نگو...
کوچه پس کوچه ی این شهر پر از تنهاییست
آنقَدَر بی تو در این شهر غریبم که نگو...
پدر ای یاد تو آرامش من...!
امشب از کوچه ی دلتنگیِ من میگُذری؟!
جانِ من زود بیا
بغلم کن پدرم...!
آنقَدَر حسرت آغوش تو دارم که نگو...
به خدا دلتنگم!
رو به رویم بِنِشینی کافیست
همه دنیا به کنار...
گرچه از دور ولی، من تو را میبوسم
آنقَدر خاک کف پای تو هستم که نگو. ..
یادت گرامی ، روحت شاد
به یاد پدرانی که نیستند..
دیدگاه ها (۱۸)

می‌گویند «او رفته است»؛ کلمه‌ها را طوری ادا می‌کنند که انگار...

Part:6🐣سونا به همراه نامجون وارد اتاق او شد نامجون چراغ هار...

عکس ملکه خوب ها.باهوش مصنوعی کاشته ایم نهال صبر اندر دل

قسمت ۸(بخش دو)

𝑻𝒆𝒎𝒑𝒕𝒂𝒕𝒊𝒐𝒏 𝒂𝒏𝒅 𝒔𝒉𝒂𝒅𝒐𝒘سایـہ و وسوسـہ𝐏𝐚𝐫𝐭 8بسرعت لباسش رو پوشی...

عشق یک طرفه پارت ۱۱ویو اتتپش قلبم به قدری شدید بود که صدایش ...

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...تو کجایی پدرم...؟!آنقَدَر...

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...تو کجایی پدرم...؟!آنقَدَر...

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...تو کجایی پدرم...؟!آنقَدَر...

آنقَدَر وسوسه دارم بنویسم که نگو...تو کجایی پدرم...؟!آنقَدَر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط