{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

"به نام خدا،

"به نام خدا،

من می خواهم در آینده شهید بشوم. برای این که...."


معلم که خنده اش گرفته بود، پرید وسط حرف مهدی و گفت:

«ببین مهدی جان! موضوع انشا این بود که در آینده می خواهید چه کاره بشین.

باید در مورد یه شغل یا یه کار توضیح می دادی. مثلاً، پدر خودت چه کاره اس؟


.... : آقا اجازه! شهید شده....
دیدگاه ها (۱)

•قبل اذان صبح بود.با حالت عجیبیاز خواب پرید و گفت:حاجی خواب ...

قبلانم توضیح دادمکه این #جاسوس های #اصلاحات یه 88 درست کردن ...

ببین من کااااملا موافق این هستم که شما باید با دکترین حاج قا...

خداوکیلی برین ویدیو کامل رو ببینین سه ساعت وقت مارو گرفتن 😵ت...

پارت آخرپرش زمانی به فردا چهارشنبه *ویو جین* نمیدونم چرا این...

#چند_خاطره 🔸 خاطراتی از عنایتِ اهل‌بیت علیهم‌السلام به سردار...

همه شهید طهرانی‌مقدم رو به‌عنوان «پدر موشکی» می‌شناسن، کسی ک...

آرهخلاصه-🗣️وای بچه‌ها من یه مشکل خخخخخخخییییییلللللییییییی ب...

پارت 12رمان🎀 عشق مدرسه ای 🎀روزا رفت سمت کلاس وقتی به کلاس رس...

part ³*تکون دادن سر به نشونه تایید+خوبهداشت میرفت که با حرف ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط