{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

‍ #اربعین_نامه #اربعین_ظهور

‍ #اربعین_نامه #اربعین_ظهور
◼ ️

سَلامٌ علیٰ آلِ یٰس ...

پدر مهربانم سلام ...

▪ ️ #آجرک_الله_یا_بقیة_الله ...
#با_یاد_تو_قدم_برمیدارم

=کربلا میرین؟
سوال راننده تاکسی بود،
که با چشمای پر از اشک ازش پرسید!
-اره! اگه خدا بخواد .
معلوم بود خیلی دلش اونجاس
اما نمیتونه بیاد!

با لحن مهربونی گفت :
- ان شالله روزی شمام بشه و بیاین!
= خیلی دوست دارم
منتهی خانمم مریضه باید بمونم
و کنارش باشم
رفتی سلام منم برسون و بگو
خیلی دلش میخواست اونجا باشه اما...
میشه یه خواهش ازت بکنم؟

-اره، حتما چرا که نه!

=میشه برای شفای خانمم دعا کنی؟

یاد عهدی که کرده بود افتاد !
رفت توی فکر ...
قرار گذاشته بود با دلش
که جز #دعای_فرج هیچ دعایی نکنه .
مکث طولانیش باعث شد
راننده با لحن غمگینی بگه :
=اگه نمیتونی عیبی نداره !!!

- نه داداش!
حتما براش دعا میکنم
منتهی نه اینجوری که تو گفتی!
یه جوری دعا میکنم
که سال بعد باهم بیاین کربلا!

راننده خوشحال و متعجب پرسید:
=چه جوری یعنی؟

-من از طرف شما
برای کسی دعا میکنم
که دعاش مستجابه
و مطمئنم اون
برای سلامتی خانمتون
دعا میکنه و شفاش میگیره!
برای امام زمانم!
خودشون گفتن هرکس برای من دعا کنه
من براش دعا میکنم...
حتما دعاتون میکنن!

اشک از چشمای راننده جاری شد
و زیر لبش زمزمه کرد : #اللهم_عجل_لولیک_الفرج ...

💢 اربعین بگذرد و روز ظهورش نشود
خاک عالم به سر ماست خدا رحم کند...

▪ ️یا رب الحسین بحق الحسین
▪ ️إشف صدر الحسین #بظهور_الحجة
دیدگاه ها (۱)

I'm not jealous part 58میدونستم این یعنی پایان رابطه ی چند ر...

پارت ۱۲ جونگ‌کوک رفت. لبخندی زدم و در خونه رو بستمبرای آخرین...

برده عمارت جئون

part 44چه شرطی؟ " لارا پرسید.جونگ‌کوک خیلی بی‌خیال گفت: " من...

سناریو مایکی {جنگل چشمات} _منو ببخش! میدونم که منتظرم بودی ا...

" پرواز قوها "" 𝑻𝒉𝒆 𝑭𝒍𝒊𝒈𝒉𝒕 𝒐𝒇 𝑺𝒘𝒂𝒏𝒔"پارت۵۶ویو راوی بعد از ای...

KIM V

007-پنهان در مه - پارت ۶۴

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط