سناریو بلولاک
سناریو بلولاک
موقعیت:وقتی حامله ایم و به شوخی بهشون میگیم سقطش کردیم(درخواستیه و سعی کردم زیاد خودتون میدونید دیگه)
}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{
ایساگی:بچه از خوشحالی داره پرواز میکنه و میگه پاشو بریم وسیله بخریم که وقتی میگی سقطش کردی میره تو شوک و عصبی میشه و میخواد بزنتت ولی دلش نمیاد پس علت رو میپرسه تو هم میگی من سقط نکردم و شوخی کردم
آره دیگه بچه گیج میشه ولی آخرش بغلت میکنه و بوست میکنه
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
باچیرا: خیلی خوشحال میشه همیشه میپرید بالا پایین و بغلت کرد بوست کرد اما الان بیشتر میپرید وقتی بهش گفتی سقطش کردم یه لحظه دستاش دور کمرت سفت میشن و انگار داره فشار میاره باچیرا میخنده و میگه ات شوخیه دیگه
دوست نداشتی خیلی اذیتش کنی پس خندیدی و گفت اره و باچیرا گفت واقعا؟ ات گفت مگه میشه به تو کلک یا دروغ گفت که امد سفت بغلت کنه اما اروم گفت نینی مون آسیب نبینه و اروم بغلت میکنه
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
رین: شوکه میشه و بغلت میکنه (همه همینن) اما وقتی گفتی سقطش کردم یهو عصبی میشه و میگه چه غلطی کردی تو هم میترسی اما با شجاعت میگی سقطش کردم رین هم عصبی میشه و دستتو محکم میگیره قبل از اینکه ببرمت اتاق میگی دروغ گفتم حالا ولم کن دستم درد گرفتتتت
رین هم یه لبخند میزنه و میگه دیگه از این شوخی ها نکن و اروم میبوستت
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
سائه:عین داداشش رین
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
یوکیمیا:اینم مثل همه ذوق کرد ولی گفتی سقطش کردم اون رویی که تاحالا کسی ندیده بود و تو دیدی و گفتی شوخی کردم لبخند زد و گفت منم شوخی کردم(ولی اصلا رفتارش شوخی نبود)
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
شیدو: والا پرتم کرد بیرون که صدای جیغ و داد ات و شنیدم که گفت بخدا شوخی کردم و آره دیگه امدم نجاتت دادم از دستش ولی خوب هردومون اونو پرت کردیم بیرون و تا ۳ساعت همینطوری نشسته بودیم
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
نیکو(ایده ندارم) بچه سرخ سرخ میشه اما میگی سقطش کردی میره تو شوک(افسانه ها میگن نیکو افتاد و اروم گریه اش گرفت) آره دیگه بهش میگی شوخی کردی که حسابی تعجب میکنه و دعوات میکنه
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
پایان و امیدوارم دوست داشته باشید و خوب راستش من چون تا چپتر ۳۳۸ خوندم زیاد نمیتونم بقیه کارکتر هارو بیارم چون مطمئن نیستم همون طوری هستن یا نه بخاطر همین
بهرحال عشق منید و حتما حمایت و لایک و فالوم هم فراموش نکنید
بدرود
موقعیت:وقتی حامله ایم و به شوخی بهشون میگیم سقطش کردیم(درخواستیه و سعی کردم زیاد خودتون میدونید دیگه)
}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{}{
ایساگی:بچه از خوشحالی داره پرواز میکنه و میگه پاشو بریم وسیله بخریم که وقتی میگی سقطش کردی میره تو شوک و عصبی میشه و میخواد بزنتت ولی دلش نمیاد پس علت رو میپرسه تو هم میگی من سقط نکردم و شوخی کردم
آره دیگه بچه گیج میشه ولی آخرش بغلت میکنه و بوست میکنه
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
باچیرا: خیلی خوشحال میشه همیشه میپرید بالا پایین و بغلت کرد بوست کرد اما الان بیشتر میپرید وقتی بهش گفتی سقطش کردم یه لحظه دستاش دور کمرت سفت میشن و انگار داره فشار میاره باچیرا میخنده و میگه ات شوخیه دیگه
دوست نداشتی خیلی اذیتش کنی پس خندیدی و گفت اره و باچیرا گفت واقعا؟ ات گفت مگه میشه به تو کلک یا دروغ گفت که امد سفت بغلت کنه اما اروم گفت نینی مون آسیب نبینه و اروم بغلت میکنه
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
رین: شوکه میشه و بغلت میکنه (همه همینن) اما وقتی گفتی سقطش کردم یهو عصبی میشه و میگه چه غلطی کردی تو هم میترسی اما با شجاعت میگی سقطش کردم رین هم عصبی میشه و دستتو محکم میگیره قبل از اینکه ببرمت اتاق میگی دروغ گفتم حالا ولم کن دستم درد گرفتتتت
رین هم یه لبخند میزنه و میگه دیگه از این شوخی ها نکن و اروم میبوستت
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
سائه:عین داداشش رین
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
یوکیمیا:اینم مثل همه ذوق کرد ولی گفتی سقطش کردم اون رویی که تاحالا کسی ندیده بود و تو دیدی و گفتی شوخی کردم لبخند زد و گفت منم شوخی کردم(ولی اصلا رفتارش شوخی نبود)
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
شیدو: والا پرتم کرد بیرون که صدای جیغ و داد ات و شنیدم که گفت بخدا شوخی کردم و آره دیگه امدم نجاتت دادم از دستش ولی خوب هردومون اونو پرت کردیم بیرون و تا ۳ساعت همینطوری نشسته بودیم
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
نیکو(ایده ندارم) بچه سرخ سرخ میشه اما میگی سقطش کردی میره تو شوک(افسانه ها میگن نیکو افتاد و اروم گریه اش گرفت) آره دیگه بهش میگی شوخی کردی که حسابی تعجب میکنه و دعوات میکنه
><><><><><><><><><><><><><><><><><><><
پایان و امیدوارم دوست داشته باشید و خوب راستش من چون تا چپتر ۳۳۸ خوندم زیاد نمیتونم بقیه کارکتر هارو بیارم چون مطمئن نیستم همون طوری هستن یا نه بخاطر همین
بهرحال عشق منید و حتما حمایت و لایک و فالوم هم فراموش نکنید
بدرود
- ۲۱.۹k
- ۳۱ خرداد ۱۴۰۵
دیدگاه ها (۱۸)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط