پارت ۲

۳ساعت بعد ویو شوگا
وقتی شرکت بودم یه نفر اومد چند تا عکس داد به من که ا.ت زیر یه پسرس و داره بهم خیانت میکنه خونم به جوش اومد رفتم خونه و تا میتونستم ا.ت زدم بعد عکسا رو دادم بادیگاردم تا بفهمه اون مرده کیه
×الو سلام آقای مین
_بگو کیه
×این عکسا فتوشاپه
+چییی
×این عکسا واقعی نیستش
یونگی گوشی رو انداخت زمین رفت پیش ا.ت
ا.ت بیهوش افتاده بود زمین و بین پاهاش خون ریزی کرده بوپ بلندش کرد برد بیمارستان
_دکتر پرستار زنم بیهوشه
÷آقا آروم پاشید اینجا بیمارستانه بذارینش رو برانکارد
ا.ت رو بردن تو اتاق یونکی عصبانی بود از اینکه انقدر تند رفته بود
÷آقای مین
_ب..بله جی شده حال زنم چطوره
÷این همه ضرب و شتم برای یک زن حامله خیلی بده ولی دیگه بچتون سقط شده
_م..مگه حامله بودش
÷بله
_کی میتونم ببرمش
÷به هوش بیان بعد شما برید براشون لباس بیارید چون لباساش خونیه
_باشه مرسی
ویو یونگی
رفتم خونه دیدم غذا رو میزه و یه جعبه که یه نامه و یه جفت کفش بچه توش بود فهمیدم میخواسته منو سوپرایز کنه غذا هارو جمع کردم یه لباس برداشتم برای ا.ت برداشتم و رفتم بیمارستان بهم گفتن به هوش اومده رفتم اتاق ا.ت

ادامه پارت بعد...
دیدگاه ها (۴)

عشق بی پایان

(دلداده) ویو جونگکوک با جیمین از پاساژ زدیم بیرون و رفتیم به...

True Love②⑤تهیونگ: نه نرو من دو روز پیش درخواست پرستار دادم ...

&چه خوشتیپ شدی ¥ممنونم&بریم¥بله بفرماییدباهم راه افتادیم و ر...

رمان هکر کوچولوی من پارت چهارم

سرنوشت پارت (۱۲)

همسر غیره منتظره

🖤 عروس مافیا | پارت دومعمارت جونگ‌کوک | ساعت ۹ شبا/ت وارد ات...

☆_هزار یک شب_☆   ♡پارت:5 میا:خو ا/تی من میرم دیگه مثله اینکه...

(دلداده) ✰✰ویو ا/تبعد از اینکه غذا رو خوردیم، تصمیم گرفتیم ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط