با من بمان این روزها با من که تنها مانده ام ، تقدیر خود ر
با من بمان این روزها با من که تنها مانده ام ، تقدیر خود را خط به خط در چشم هایت خوانده ام، این روزها با من بمان این روزها عاشقترم ، این روزها یاد تو رابا خود به رویا می برم ، با من فراسوی زمان در خاطره دیدار کن ، در ناگهان این کسوف خورشید را تکرار کن، تا فرصت دیدار توهر روز را سوزانده ام ، در کوچ ناهنگام عشق در کوچه ها جا مانده ام ، من با تو روشن کرده ام فانوس راه رفته را ، بر چوب خط عمر خود رج می زنم هر هفته را ، ای عشق ای رویای من ای اتفاق ناگهان فردا که شاید نیستم امروز را با من بمان
- ۵۸۵
- ۱۷ بهمن ۱۳۹۲
دیدگاه ها (۱۱)
در حال بارگزاری
خطا در دریافت مطلب های مرتبط