{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

آنقدر بی تو در این شهر خرابم که نگو

آنقدر بی تو در این شهر خرابم که نگو
انقدر دوری تو داده عذابم که نگو

مثل یک پیچک غمگین شده از رفتن تو
تا بیایی همه جا در تب و تابم که نگو

فکر کردی بروی مثل تو آرام شوم
به خدا کوره ی سوزان و مذابم که نگو

ناگهان دست به دامان خرافات شدم
آنقدر دلخوش آن وقت جوابم که نگو

خنده دارست ولی عشق کجا عقل کجاست
دل پشیمان شده ی درس و کتابم که نگو

با تو انگار شب و روز خدا مال منست
بی تو آنقدر تهی مثل حبابم که نگو

دوست دارم همه ی فاصله ها کم بشود
توی آغوش تو آنقدر بخوابم که نگو
دیدگاه ها (۲)

با من بمان که ساحل آرامشم توییآن کس که در مجاورتش سرخوشم توی...

ﭼﻪ ﺩﻭﺭﻡ ﺍﺯ ﻧﻔﺲ ﻫﺎﯾﺖ ﭼﻪ ﺍﺯ ﺗﺐ ﮐﺮﺩﻧﻢ ﺩﻭﺭﯼﭼﻪ ﺑﯿﺮﺣﻤﺎﻧﻪ ﺗﻦ ﺩﺍﺩﯼ ﺑ...

من را به گناهی که نگاه تو درآن بودبردند سر دار و .....تو انگ...

از سر ذوق تو من شعر به هم می بافممعذرت خواهم اگر بهر تو ک...

' آنقدر بی تو در این شهر خرابم که نگوانقدر دوری تو داده عذاب...

آنقدر بی تو در این شهر خرابم که نگوانقدر دوری تو داده عذابم ...

آنقدر بی تو در این شهر خرابــم که نگوانقدر دوری تو داده عذاب...

آنقدر بی تو در این شهر خرابم که نگوآنقدر دوری تو داده عذابم ...

آنقَدَر بی تو در این شهر خرابم که نگوآنقَدَر دوری تو داده عذ...

آنقَدَر بی تو در این شهر خرابم که نگوآنقَدَر دوری تو داده عذ...

آنقَدَر بی تو در این شهر خرابم که نگوآنقَدَر دوری تو داده عذ...

آنقَدَر بی"تو"مست وخرابم که نگوآنقَدَر دوری تو داده عذابم که...

آنقَدَر بی"تو"مست وخرابم که نگوآنقَدَر دوری تو داده عذابم که...

آنقَدَر بی"تو"مست وخرابم که نگوآنقَدَر دوری تو داده عذابم که...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط