الغرض قصه ی این غصه ندارد پایان

الغرض قصه ی این غصه ندارد پایان
عاقبت آنچه که میدانم و میدانی شد

چشمه شعرِ ترم از غمِ باران خشکید
وین غزل فاتحه ی شاعرِ دلفانی شد....💖 ⚘

#علی_عدالتجو
دیدگاه ها (۱)

تنهایی و‌ دلتنگیم پایان نمیگیرد دنیا برای عاشقان آسان نمیگیر...

پاییز در راه استفصلِ شکفتنِ ترنم‌های عاشقانهدر کلبه‌ی شعر و ...

شــبانه های بی تو را، همیشه آه میکشمبه من نگو غزل غزل، چـرا ...

قصه ی دوست داشتن ما اینگونه بودیکی بود یکی نبود ، بی خیال قس...

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

#غمخوار من! به خانه ی غم ها خوش آمدیبا من به «جمع» مردم تنها...

عاشقانه های شبنم

دلم جنگل، دلم باران، دلم مهتاب می‌خواهددلم یک کلبه‌ی چوبی کن...

جاده بی راهه

حماسی

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط