{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#تپش.قلب.من

#تپش.قلب.من
Part 7
تهیونگ:قرار نیست عصبی بشی هم یه که هست بیبی
ات:....
ویو ات
صبحونه خوردم و رفتم اتاقم و با خودم به این فکر کردم که شب از اینجا برم و فرار کنم
تصمیم گرفتم برم و یه کم داخل کاخ رو بگردم که شب خواستم فرار کنم بدونم از کجا برم
یه کم گشتم و راه فرار رو هم پیدا کردم
(پرش زمانی/1 شب)
چند تا وسیله برداشتم و از اتاقم رفتم بیرون تا از اینجا فرار کنم
دقیقا رسیده بودم جایی که قرار بود از پنجره برم که یهو...
تهیونگ:کجا داری میری
ات:من...هـ...هیچ جا...
تهیونگ:هیچ جا نمیری برای چی داشتی از پنجره میرفتی بیرون
ات:.....
تهیونگ:میدونی فرار از دست من چه چیزی داره؟!(نیشخند)
ات:مـ...من...
تهیونگ:سریع بیا دنبالم
ات:.....
ویو ات
رفتم دنبالش و رفتیم توی یه اتاق و وقتی رفتم داخل در رو بست و قفل کرد
ات:د...در رو چرا قفل کردی
تهیونگ:چون قراره یه کم شیطونی کنیم😈
ات:چـ...چـ...چی!
تهیونگ:همون که شنیدی
تهیونگ بهم داشت نزدیک میشد و با هر قدمش من یه قدم عقب تر میرفتم تا اینکه دیگه رسیدم به دیوار و
اصـ+مات تو کامنت
دیدگاه ها (۶)

شب تولدم فصل 3پارت 10ات: باشه 10مین بعد جونگ کوک: ات پاشو بر...

#عشق_بعد_نفرت پارت: 3ویو اتکه چشمم خورد به یه مغازه لباس فرو...

وقتی داداش ناتنیت بود. پارت اول.«ویو ات»سلام من اتم ۱۸ سالمه...

خاطرات عشق ما پارت ۳ویو سوهی وقتی از خواب پریدم قلبم تند تند...

پارت ۱۳دید ات نیست که همون موقع جیمین اومد و گفت چیشد ؟ تهیو...

#قلبی_در_دو_بدنP5وقت ناهار شد رفتم ناهارمو خوردم و رفتم تو ا...

وقتی داداش ناتنیت بود...پارت دهمویو تهیونگهمون روز، جیمین زن...

THE FIRST KISSPART: 4♡: خب حالا باید از خود رئیس بخوای و بری...

bts

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط