{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

خاطرات مشترک خیلیا..

خاطرات مشترک خیلیا..

+ یکی از وحشتناک ترین لحظه های دوران مدرسه این بود که صبح دیر برسی مدرسه و ببینی هیچ کسی توی حیاط نیست!!!

+ ﯾﺎﺩﺵ ﺑﺨﯿﺮ ﺩﻭﺭﺍﻥ ﺍﺑﺘﺪﺍﯾﯽ ﻫﺮ ﻭﻗﺖ ﺑﺎ بغل ﺩﺳﺘﯿﺎﻣﻮﻥ ﻗﻬﺮ ﻣﯿﮑﺮﺩﯾﻢ ﯾﻪ ﺧﻂ ﻭﺳﻂ ﻣﯿﺰ ﻣﯿﮑﺸﯿﺪﯾﻢ ﻣﯿﮕﻔﺘﯿﻢ ﻭﺳﺎﯾﻠﺖ ﺍﺯ ﺍﯾﻦ ﺧﻂ ﺍﯾﻨﻮﺭﺗﺮ ﻧﯿﺎﺩ!!!

+ یادش بخیر امتحان آخر سال که میدادیم کتابارو پاره می کردیم تا برسیم خونه!!!

+ یادش بخیر وقتی تو شلوغی میخواستیم برنامه کودک ببینیم
یکی از حرصش می گفت...
در مجلسی نشسته بودیم ناگهان خرررری گفت:
لامصب چنان سکوتی میشد که پشه هم دیگه جرأت وز وز نداشت!!!

+ یادش بخیر...

کجا رفتن اون دوستای با معرفت!!!

+ به افتخار اون نسلـی که ظـهرها به زور میخوابوندنشون تا شیطونی نکـــنن ...
اما حالا باید ظهر به زور بیدارشون کنن ...!!!

+ سلامتی اونایی که ماشین کنترلی نداشتن
ولی یه نخ دومتری به ماشین پلاستیکی شون می بستن و ذوق دنیا رو می کردن!!! ,
دیدگاه ها (۱۳)

..

بخاطر بسپار…وقتی ردپای احساس سبز انسانیت خویش را،در قلب کسی ...

: ﺳﮓ ﺍﯾﻨﺠﻮﺭﯼ ﻓﮑﺮ ﻣﯿﮑﻨﻪ:ﺍﯾﻦ ﺁﺩﻡِ ﺑﻪ ﻣﻦ ﻏﺬﺍ ﻣﯿﺪﻩ, ﻧﺎﺯﻡ ﻣﯿﮑﻨﻪ ,...

.

خاطرات مشترک خیلیا...+ یکی از وحشتناک ترین لحظه های دوران مد...

+ یکی از وحشتناک ترین لحظه های دوران مدرسه این بود که صبح دی...

خاطرات مشترک خیلیا... + یکی از وحشتناک ترین لحظه های دوران ...

خاطرات مشترک دهه ي ٦٠یکی از وحشتناک ترین لحظه های دوران مدرس...

خاطرات مشترک دهه ي ٦٠یکی از وحشتناک ترین لحظه های دوران مدرس...

خاطرات مشترک خیلیا..یکی از وحشتناک ترین لحظه های دوران مدرسه...

خاطرات مشترک خیلیا...+ یکی از وحشتناک ترین لحظه های دوران مد...

خاطرات مشترک خیلیا...+ یکی از وحشتناک ترین لحظه های دوران مد...

خاطرات مشترک دهه ي ٦٠یکی از وحشتناک ترین لحظه های دوران مدرس...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط