{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

#شعر_مهدوی

#شعر_مهدوی
#نرم_افزار_جامع_مهدویت


کاش بر خیمه ی سبزت گذرم می افتاد
کاش بر خیمه ی سبزت گذرم می افتاد
کاش بر صورت ماهت نظرم می افتاد
کاش از چشم تر تو دو سه قطره باران
پسر فاطمه بر چشم ترم می افتاد
کاش در لحظه ی تاریک گناهان آقا
مرده بودم به خدا بال و پرم می افتاد
کاش از سوی تو ای صاحب ما یک قرعه
گریه و ناله به وقت سحرم می افتاد
کاش آن روز که در کرب و بلا می باشی
لحظه ای هم گذر من به حرم می افتاد
کاش هر جمعه که می شد، فقط از عشق خودت
فکر دنبال تو گشتن به سرم می افتاد
آرزو دارم بیایی مژده ی سبز بهارم
ای تمام آرزویم ای همه دار و ندارم
آرزو دارم بیایی در دل تاریک غم ها
ای جمالت روشنای خلوت شب های تارم
بی تو ای آرام جانم، پرپرِ دست خزانم
بی تو کو درمان دردم ، بی تو کو صبر و قرارم
مانده ام در حسرت و غم ز انتظار دیر پایت
آرزو دارم بیایی تا سرآید انتظارم
دلم به این همه آیینه رو نخواهد کرد
به جز نگاه تو را جست و جو نخواهد کرد
پرنده‌ای که گرفتار پر زدن باشد
به آب و دانه و آواز خو نخواهد کرد
بیا مسافر چشمم که هیچ حادثه‌ای
نگاه پنجره را زیر و رو نخواهد کرد
به غیر نام تو ای التهاب روحانی
دلم به قصد سرودن وضو نخواهد کرد
عزیز غایب من ای همیشه در خاطر
به جز تو را دل من آرزو نخواهد کرد
نرگس ایمانیان
دیدگاه ها (۶)

طبیعت

بسم رب المهدی(عج) می ترسم از آن لحظه که عمرم به سر آید مهتا...

آری....می دانم !....خوب می دانم که خدا هست حتی در غریبانه ت...

فکر می‌کنم زندگیِ همه‌ی ما، یک جایی پر شده از «ای #کاش»هایی ...

ستاره ی من(پارت۵)

رمان فیک شوگا | آخرین پری ماه و قصر خون‌آشام 🌙🖤پارت ۱۴: «جنگ...

عاشقانه های شبنم بیاد بابامحمدم

⊹⊱او شب هنگام آمد⊰⊹‌p85«آشپزخونه هر روز از اینجا سبزی می‌بره...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط