دو چشم من تو را در آ سمان گم می کند امشب

دو چشم من تو را در آ سمان گم می کند امشب
تو را چون ماه نورانی تجسم می کند امشب

در اوج کهکشانها دل به دنبال نگاه تو
گذر از جایگاه خوان هفتم می کند امشب

زبانم گرچه خاموش است اما با صدای تو
به عشقت با همه دنیا تکلم می کند امشب

دلم دریای دلتنگی و طوفانی ست ازیادت
چو امواج خروشان دل تلاطم می کند امشب

دو چشم بی فروغ من به یاد چشمهای تو
نگاهم خاک پایت را تیمم می کند امشب

اگر چه دردلم خون است ازهجران روی تو
لبم بر روی زیبایت تبسم می کند امشب

دعایت می کنم هرشب که شاید باز برگردی
دل من عشق را با تو ترنم می کند امشب
دیدگاه ها (۴)

طوفان زندگی غم بزرگی رو گذاشتم ولی کم نیوردم

اللهمَّ اجْعَل قائدنا و سَیِّدنا السَیّد مجتبی الخامنه ای فی...

پارت سوم: «شلیک در تاریکی»سکوت سنگین پنت‌هاوس تنها با صدای آ...

نمیبخشمت p.23

رمان: سلطنتِ گل‌های سیاه 🖤🍒پارت پانزدهم: پیوند در دلِ ویرانه...

#حکایت_قدیمی حکایت مسافران دنیا در روز حسرتمیگویند در قدیم ک...

{محکوم به لمس } part ۶ 杂交种 ....: ببینید کی اینجاست جیمین پا...

پرنسس ناخواسته

دو چشم من تو را در آ سمان گم می کند امشبتو را چون ماه نورانی...

دو چشم من تو را در آ سمان گم می کند امشبتو را چون ماه نورانی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط