{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

مصاف بود وجنگ بود، امام ما حذر نکرد

مصاف بود وجنگ بود، امام ما حذر نکرد
فداییان خویش رابرای خود سپر نکرد
به روی قلب میهنم به افتخار حک کنید
که مرد بود رهبرم فرار از خطر نکرد
دیدگاه ها (۵)

مَرد بود رهبرم....مصاف بود و جنگ بود، امام ما حذر نکرد فدائی...

مَرد بود رهبرم....مصاف بود و جنگ بود، امام ما حذر نکرد فدائی...

پارت ۱۴ 🖤همه ساکت شده بودیم. جیمین با دقت به اطراف نگاه کرد....

#عشق_یا_گلوله؟ 𝑪𝒉𝒂𝒑𝒕𝒆𝒓 𝑶𝒏𝒆 : ¹𝑷𝒂𝒓𝒕 : ¹⁵ویو میکا_____صدای قدم...

🦢 پارت بیستم | گذشته‌ی جنگکوکلیانا تمام روز به اتفاق صبح فکر...

چند پارتیپارت۲صبح که شد، عمارتِ سرخ شبیه به یک میدانِ جنگِ م...

🖤 پناه من𝐂𝐡𝐚𝐫𝐚𝐜𝐭𝐞𝐫 𝐈𝐧𝐭𝐫𝐨 | معارفه شخصیت‌ها🖤 لاناسن: ۱۸ سالشغ...

سایه‌های کلاغپارت سی‌وسوم | انتخاب خونصدای رعد، جنگل را لرزا...

***### 🖤 **رمان: ازدواج اجباری با یک مافیا**### **پارت ۱۰: ن...

پارت ۳۰ حسنا چند ثانیه در سکوت به لیسا و مدیرِ کمپانی خیره ...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط