روی لبم اسم تو دمساز شد

روی لبم اسم تو دمساز شد
در سر من شور تو آغاز شد
اشک قلم در دل دفتر چکید
مرغ غزل عاشق پرواز شد
عطر تو پیچید درون ِ حیاط
پنجره‌ی حوصله‌ام باز شد
تا بزند مرغ دلم، فال عشق
رقص کنان عازم شیراز شد
خوب‌ترین شعر که آمد به چشم
سینه‌ی من صحنه‌ی آواز شد
دیدگاه ها (۶)

قسم به آیه عشق که از غزل دو چشمانت شعر عاشقی را آغاز کردقسم ...

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:12بعد از خرید لباس عروس دومین چیز مورد علاقه ی ا....

چند پارتی بازی ممنوع

وقتی که پلک پنجره‌ها باز می‌شودچشم غــزل به آمـدنت ناز می‌شو...

وقتی که پلک پنجره‌ها باز می‌شودچشم غــزل به آمـدنت ناز می‌شو...

تو که خود ملکه ی عشقی ،بدلم ناز مکن اینهمه قصه ی رفتن به شب ...

💗مرا از من بگیر آغاز من باشدلیل لذت پرواز من باشدر این مستی ...

🌱🍃 #صبح،چشم گشودو کودکِ درونِ من،در قابِ پنجره‌یِ اتاق،به دن...

حیفا که لبت را به سخن باز نکردم پشت سر هم بوسه پس انداز نکرد...

حیفا که لبت را به سخن باز نکردم پشت سر هم بوسه پس انداز نکرد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط