{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

تو که خود ملکه ی عشقی ،بدلم ناز مکن

تو که خود ملکه ی عشقی ،بدلم ناز مکن
اینهمه قصه ی رفتن به شب آغاز مکن

هردم از کنج دلم پا مکش ای عشق و جنون
اینهمه نغمه ی غم را بدلم ساز مکن

لانه ای ساخته ام بهر دلت ، رام بگیر
جان من خنده کنان اینهمه پرواز مکن

شیطنت جای خودش ، عشق دلم ،باز نیست
اینهمه با غزل هجر تو آواز مکن
دیدگاه ها (۰)

قسم به آیه عشق که از غزل دو چشمانت شعر عاشقی را آغاز کردقسم ...

عاشقانه های شبنم

تو بگو دل که بـه آهنــگِ دلت ســاز کنم تو بگو عشق که مـن عــ...

شعر و غزل

محبوب من:🌸❤آیا تا به حال به این موضوع فکر کرده ای که چرا از ...

۲۷ شهریور، روز شعر و ادب فارسی و بزرگداشت استاد شهریاربه یاد...

***ابریشم نیمه شب***# پارت ۲۶: فراتر از غرور (پایان)نیمه شب ...

از ساز شکسته طلب ساز مکنشکوه ز دل خسته ام آغاز مکندر بزم خوش...

عاشقانه

دوست دارم که شبی سفره ی دل باز کنممرغ عشقی شو...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط