{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

نیست یاری تا بگویم راز خویش ....

نیست یاری تا بگویم راز خویش ....
ناله پنهان کرده ام در ساز خویش ....
چنگ اندوهم , خدا را , زخمه ای ....
زخمه ای , تا بر کشم آواز خویش ....

بر لبانم قفل خاموشی زدم .....
با کلیدی آشنا بازش کنید ....
کودک دل رنجه ی دست جفا ست .....
با سر انگشت وفا نازش کنید ....

پرُ کن این پیمانه را ای هم نفس .....
پر کن پیمانه را ازخون او ......
مست مستم. کن چنان کز شور می ......
باز گویم قصه ی افسون او .....


فروغ فرخ زاد
دیدگاه ها (۱۵)

اشک کسای که واقعا به فکر ما هستند را در میاوریم ......و اشک ...

هیچ گاه برای کسی از ارزش هایتان دست نکشید ......زمانی که آن ...

رفتم , مرا ببخش و مگو او وفا نداشت ....راهی بجز گریز برایم ن...

وقتی کسی تو را عاشقانه دوست دارد ....شیوه ی بیان اسمت در صدا...

نیست یاری تا بگویم راز خویش ناله پنهان کرده ام در ساز خویش چ...

نیست یاری تابگویم راز خویشناله پنهان کرده ام در ساز خویشچنگ ...

نیست یاری تا بگویم راز خویش ناله پنهان کرده ام در ساز خویش ...

بر لبانم قفل خاموشی زدمبا کلیدی آشنا بازش کنیدکودک دل رنجهٔ ...

بر لبانم قفل خاموشی زدمبا کلیدی آشنا بازش کنیدکودک دل رنجهٔ ...

نیست یاری تا بگویم راز خویشناله پنهان کرده ام در ساز خویشچنگ...

نیست یاری تا بگویم راز خویشناله پنهان کرده ام در ساز خویشچنگ...

شراب و خوننیست یاری تا بگویم راز خویشناله پنهان کرده ام در س...

نیست یاری تا بگویم راز خویش...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط