{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی که نشد بو بکشم عطر تنت را

وقتی که نشد بو بکشم عطر تنت را
طوفان شده ام تا بکنم پیرهنت را

تو نیمه ی من بودی و افسوس نمی شد
یک لحظه به اغوش بگیرم بدنت را

دیوانگیم آینه ای بود که می خواست
احساس کند گرمی و هرم دهنت را

شاعر شدنم باعث این شد بنویسم
تاریخچه ی زخم به زخم کهنت را

کو قاصدک با خبر از حوصله تو
که این بار بیارد خبر امدنت را

ای کاش خدا واسطه می شد که بگویی
از خانه دلیل متواری شدنت را.....
دیدگاه ها (۴)

وقتی که نشد بو بکشم عطر تنت راطوفان شده ام تا بکنم پیرهنت را...

وقتی که نشد بو بکشم عطر تنت راطوفان شده ام تا بکنم پیرهنت را...

وقتی که نشد بو بکشم عطر تنت راطوفان شده ام تا بکنم پیرهنت را...

اینهمه زخم چرا ریخته روی بدنت؟جای یک بوسه نماند از کف پا تا ...

بازهــم رایحــــه ی خــوب تنت می آیدبوی یک بوسه ی ناب از دهن...

کاش......!!!!!!!یک بار هم از آمدنت می گفتی......!!!!!!!کاش.....

......باز هــم رایحــــه ی خــوب تنت می آیدبوی یک بوسه ی ناب...

باز هــم رایحــــه ی خــوب تنت می آیدبوی یک بوسه ی ناب از ده...

شکوفه های هلو رستــه روی پیرهنتدوباره صورتـــی ِ صورتی است ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط