{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

وقتی که نشد بو بکشم عطر تنت را

وقتی که نشد بو بکشم عطر تنت را
طوفان شده ام تا بکنم پیرهنت را

تو نیمه ی من بودی و افسوس نمی شد
یک لحظه به اغوش بگیرم بدنت را

دیوانگیم آینه ای بود که می خواست
احساس کند گرمی و هرم دهنت را

شاعر شدنم باعث این شد بنویسم
تاریخچه ی زخم به زخم کهنت را

کو قاصدک با خبر از حوصله تو
که این بار بیارد خبر امدنت را

ای کاش خدا واسطه می شد که بگویی
از خانه دلیل متواری شدنت را.....
دیدگاه ها (۲۴)

یک نفر قلب تو را بی سحر و جادو می بردبی گمان من می شوم بازند...

آدمهایی که تنهایی را دوست دارند....یک زمانی یک نفر را آنقدر ...

اسمش را میگذاریم دوست مجازی.....اما آنسو یک آدم حقی...

اینم یه عکس دیگه که دیروز انداختم تقدیم به دوستان خوبم

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط