{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

باز هم سحر

باز هم سحر

باز هنگام سحر قلمی از تکه زغالی مانده از آتش شبی سردمیلغزد بر روی تن سرد و بی روح ورق.و باز هم ردی از سوز دل بر روی خط های یخ زده کاغذ مینویسد.وباز قصه پر غصه تکرار  ....روزی درختی بودم تنومند و زیبا ، قدی کشیده و شاخ و برگ تماشایی داشتم .عاشق شدم . . . !!!!
عاشق صدای خوش هیزم شکن . . . !!!
و تن خود را بی آلایش تقدیم بوسه های درد آور تبر او کردم و چه راحت شکستم ، بی صدا خورد شدم ،چه دیر فهمیدم بی رحم است دل سنگ هیزم شکن و سخت تر تبر او که سوزاند تنم را ، حالا دیگر زنده نبودم درخت نبودم ، در چشمان سرد او فقط هیزم بودم و بس سرنوشتم چه بود ؟حالا که نه درخت بودم و نه سایه ای داشتم و نه ریشه اینه برگی و نه مهمان ناخوانده ای که بر روی دستانم بنشیندو برای دل کوچکش آواز بخواند و بر خود بلرزد و با آهی سرد دوباره پر باز کند و به اوج برود و چه ناجوانمردانه تکه های خرد شده ام در شومینه رو به چشمانش آتش گرفت و او فقط لذت برد من در آتش میسوختم و او . . .و حالا زغالی بیش نیستم و خطی شدم برخطوط یخ زده ورق تا شاید ماندگار باشم و همه بدانند روزی درختی بودم تنومند که عشق مرا به زغالی تبدیل کرد سیاه و دل سوخته . . .
دیدگاه ها (۲)

من را ببین!نگاهم را بخوان...می دانم!به دلم افتاده...من را ، ...

باید بازیگر شوم ،آرامش را بازی کنم …باز باید خنده را به زور ...

این روزها دلم اصرار دارد فریاد بزند . . .اما . . .من جلوی ده...

آشناهای غریب همیشه زیادندآشناهایی که میایند و میروندآشناهایی...

فصل پنجم: یخ‌های در حالِ ذوبصبح که شد، نورِ ملایمِ خورشید از...

(پارت ۷ - پارت پایانی رمان دخترخوانده)بعد از اون حرفِ سردِ م...

✦ اولین گناه ✦فصل بیست‌ویکم: آتشی که در تنم افتاد---از مهمان...

Forced MarriagePart 31ساعت کاری تموم شده بودمثل چند روز گذشت...

ترسم که بمیرم وَ نبیبنم رخ ماهش یا اینکه بمانم بخورم حسرت و ...

✦ اولین گناه ✦فصل شانزدهم: کسی که ماند---او را روی شانه‌ام ا...

برده عمارت جئون

#در_آغوش_شیطان𝓒𝓱𝓪𝓹𝓽𝓮𝓻 𝓞𝓷𝓮 : ¹𝓟𝓪𝓻𝓽 : ⁴ویو ته‌وون_________امشب...

╭──────────────╮ 𝐒𝐰𝐚𝐧 𝐨𝐧 𝐭𝐡𝐞 𝐓𝐫𝐢𝐠𝐠𝐞𝐫 ‌ ‌ ‌ ╰──...

Otagh baghli Part 51 داشتم همینجوری فکر میکردم که یهو به خود...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط