{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش می شد

کاش می شد
در نمازم عشق را دعوت کنم
کاش می شد
بهتر از آن با خدا صحبت کنم

کاش می شد
یک شب از شبهای عمرم با خدا
بی خیال از آب و نان در گوشه ای خلوت کنم

کو مرادی،
مرشدی یا خضرِ دانایی که من
همچو موسی مدتی در محضرش خدمت کنم

تشنه ام من تشنه ی آبی که اسکندر نخورد
می رسم روزی به آن اما اگر همت کنم

ترسم آخر مثل دل هایی که دورند از خدا
من به این دل مردگی های خودم عادت کنم

باید امشب شوق رفتن در سرم پیدا شود
کوله بارم کو؟
که از "من " تا " خدا " هجرت کنم
دیدگاه ها (۱۹)

کتابتو این جوری می کردی؟

دختر مهنازافشاربه اسم لیا به معنی فرخنده

ندیدم کسی رابه آقایی تو...

سلمان وخانواده سوناکشی ;-)#بولیوود

کاش می شد در نمازم عشق را دعوت کنم ...کاش می شد بهتر از آن ب...

کاش می شد در نمازم عشق را دعوت کنم ...کاش می شد بهتر از آن ب...

کاش می شد در نمازم عشق را دعوت کنم ...کاش می شد بهتر از آن ب...

کاش می شد در نمازم عشق را دعوت کنم ...کاش می شد بهتر از آن ب...

کاش می شد در نمازم عشق را دعوت کنم ...کاش می شد بهتر از آن ب...

‌ ‌ کاش می شد در نیازم عشق را دعوت کنم ...کاش می شد بهتر از ...

کاش می شد در نمازم عشق را دعوت کنم ...کاش می شد بهتر از آن ب...

کاش می شد در نیازم عشق را دعوت کنم ...کاش می شد بهتر از آن ب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط