{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

🔹 گربه ای🐱 از خانه شیخی مرغی به دندان گرفت،در حال فرار

🔹 گربه ای🐱 از خانه شیخی مرغی به دندان گرفت،در حال فرار شنید که زن شیخ فغان سر داد

گفت:
حاج آقا گربه مرغ را برد...😐

شیخ با خونسردی گفت:
ملالی نیست زن، قرآن را بیاور.😏

گربه با شنیدن این سخن بلافاصله مرغ را رها کرد و گریخت...😳

از او پرسیدند:
تو را چه پیش آمد که مرغ را رها کردی؟!🤔

گفت:
شما اینان را نمیشناسید
اکنون یک آیه از قرآن پیدا میکند و فردا بالای منبر گوشت گربه را حلال اعلام میکند!🤔

👤 عبید زاکانی‌
دیدگاه ها (۴)

گربه ای از خانه شیخی مرغی به دندان گرفت، در حال فرار شنید ک...

#حکایت گربه ای از خانه شیخی مرغی به دندان گرفت، در حال فرار...

روزی گربه ای از خانه شیخی مرغی به دندان گرفت...ناگهان زن شیخ...

گربه ای از خانه شیخی مرغی به دندان گرفت ، در حال فرار شنید ...

#حکایتگربه ای از خانه شیخی مرغی به دندان گرفت ،در حال فرار ش...

"گربه ای از خانه شیخی مرغی به دندان گرفت، در حال فرار شنید ک...

بسم الله رحمن رحیم #داستان_بسیار_جالب_حتما_بخوانید@jannat128...

بچه شیعه هابخونیدبهشت فروششیخ عبدالسلام یکی از زهاد و عباد ا...

سپاس از اثر🌹#کافه_کتاب #کافی_شاپ #کافه #کورد #کرمانشاه #کورد...

بچه های روستا

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط