{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

با مادرم رفتیم مغازه حیوانات یه چرخی زدیم ، از یک مار خیل

با مادرم رفتیم مغازه حیوانات یه چرخی زدیم ، از یک مار خیلی خوشگل خوشم اومد
پرسیدم چند ؟ طرف گفت : ٢٠٠ هزار تومن
مادرم گفت : نه نماز میخونی نه روزه میگیری نه عبادت حالیته ، خودش مفت و مجانی میاد تو قبرت !! بیا بریم :|

قیافه ی من تو اون لحظه
دیدگاه ها (۴)

Part ²²ویو لیلی وای در پارکینگ باز شد چقدر ماشین چقدر موتوره...

رمان :تا وقتی که عاشقت شدم

شاهزاده دوست داشتنی من

•┄┄┅┄✧📒🌤✧┄┅┄┄•• #گوسفند_منه🐏🌼 •• #Part_12قیافه گرخیده رئیس ب...

𝐌𝐲 𝐌𝐚𝐧𝐏𝐚𝐫𝐭:8 تو یه چشم به هم زدن آخر هفته رسید.با مادرم به س...

part 3به بزرگترین مرکز خرید سئول رسیدیم و از ماشین خارج شدیم...

𝕿𝖍𝖆𝖙 𝖜𝖆𝖘𝖓'𝖙 𝖙𝖍𝖊 𝖆𝖌𝖗𝖊𝖊𝖒𝖊𝖓𝖙./قرارمون این نبودـــــ𝕻𝖆𝖗𝖙 :: 1(وی...

داستان زندگی منپارت:21+از پاساژ بیرون آمدیم از بچه ها خداحاف...

#چندپارتیتو قطعا یه پسر انسان نما هستی!لینو/ا.تP:4مینهو تو ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط