{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

𝐦𝐲 𝐛𝐞𝐫𝐨𝐤𝐞𝐧 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭

𝐦𝐲 𝐛𝐞𝐫𝐨𝐤𝐞𝐧 𝐡𝐞𝐚𝐫𝐭
ᴘᴀʀᴛ¹⁴

کوک ویو:
صبح از خواب پا شدم ا.ت هنوز خواب بود
رفتم دستشویی صبحونه هم خوردم و رفتم شرکت

ا.ت ویو:
بیدار شدم
کوک خواب بود منم رفتم دستشویی بعد هم صبحونه خوردم
فکرم همش درگیر حرف های ته بود

کوک ویو:
توی شرکت اصلا تهیونگ باهام حرف نمیزد
رفتم برای خودم قهوه درست کنم

توی کافه شرکت:
×با ا.ت بهت خوش میگذره آقای جئون؟(پوزخند)
_تو چت شده تهیونگ
×یبار گفتم...زیادی عاشق شدم
_فکر اینکه ا.ت رو مال خودت کنی از سرت بیرون کن
×اونوقت چرا‌؟هوم‌؟
_داری از خط رد میشی آقای کیم(اخم)
×(تهیونگ اونجارو ترک میکنه)

عصر:
ا.ت ویو:

با صدای در سریع دویدم سمت در
فکر کردم کوک اومده اما..
او..ن تهیونگ بود

×سلام چاگیا(پوزخند)
+تهیونگ تو دیوونه...شد...ی،چاگ...یا؟(ترس)
×نترس بیبی،اومدم چیزی که ماله منه رو بردارم و برم

راوی:
ا.ت عقب میرفت و ته قدم قدم به سمت ا.ت میرفت وقتی ا.ت به دیوار رسید تهیونگ دوتا دستش رو طوری که ا.ت فرار نکنه بی دیوار چسبوند

×هوم،خیلی از لبات خوشم میاد بیبی
+تهیونگ...و..لم کن...

(ته ا.ت رو براید استایل بغل میکنه و ا.ت رو میبره توی ماشین)

+ولم...کن هققق
×گریه نکن،گریه هاتو دوس ندارم
+هق....
دیدگاه ها (۰)

سیلام بریم برای پارت گذاری ؟!فایتینگ🔮رمان:«استاد من»Part:1وی...

تهیونگ پرسید: بچه مگه شما کرم دارینکوک و ا/ت: هاالیسا: ببین ...

سرنوشت پارت (۱۲)

«اسلاید بعد لباس تهیونگ»لتس گو؟؟فایتینگ 🔮 🤞 (تابع قوانین ویس...

رمان:تا وقتی که عاشقت شدم

فیک کوک فصل ²پارت ⁶ویو لناقرار بود امشب من کوک رو بعد از مدت...

پارت ۶صبحویو روبی:از خواب بیدار شدم ویکی از خدمت کار ها صبحو...

True Love③⑥تهیونگنه ا/ت نه نه این یه کابوسه یه کابوس ا/ت ی م...

روانی من پارت 5ویو کوک صبح بانوی که از پنجره کوچیک داخل سلو...

تکپارتی جونگ کوک

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط