{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

روانی من

روانی من
پارت 5


ویو کوک صبح بانوی که از پنجره کوچیک داخل سلول می‌خورد داخل چشمم بیدار شدم
احساس کردم یکچیزی تو بقلمه نگاه کردم دیدم ا/ته خیلییی داخل خواب ناز بود
- اههههه بخیال دارم چی میگم من یک سایکو ام
رفتم آبی به دستو صورتم زدم اومدم بیرون دوباره چشمم بهش خورد احساس میکنم که..... نه امکان نداره تو نباید عاشق یک دختره 17 ساله بشیی
رفتم داخل سالن یکم قدم بزنم

ویو ا/ت
بیدار شدم دیدم اون پسره نیستش رفتم دستو صورتم رو شستم لباسمو عوض کردم رفتم بیرون از سلول همه روانی بودن خیلی ترسناک بودن قلبم داشت میومد توی دهنم عقب عقب میرفتم که خوردم به یک مردی سرمو اوردم بالا قلبم. ایستاد یک مردی بود روی صورتش کلی خش و زخم بود یک لبخند چندش رو لباش بو که گفت
مرده: چطوری خانم کوچولو ( چندش)

داشت هی نزدیکم میشد و من عقب میرفتم که خوردم به دیوار صورتش هی
میو مد جلو تر من کاری نمیی تونستم بکنم فقط گریه میکردم چون دستامو
گرفته بدک که لحظه آخر مرده کشیده شد عقب و.........

ادامه داره

بعد سال ها گذاشتم
دیدگاه ها (۹)

@Army_bts_feykسلام قشنگا من یک چنل داخل روبیکا زدم فیک هرو ا...

مهم

تو از چرخش یک رخص😂

《برادره ناتنیم》(پارت ۵)ویو ا/تمن همون جا خشکم زده بود که افت...

پُشتِ مَرز دوست داشتن پارت اولویو تهیونگ :امروز صبح وقتی از ...

《برادره ناتنیم》(پارت ۴)ویو ا/تاون بابام بود یعنی بابام اینجا...

رمان هکر کوچولوی من پارت هفتم

فیک دختر گل فروش پارت یکویو کوک ۳ ماه مادرم مرده حالم اصلا خ...

《برادره ناتنیم》(پارت ۲)ویو ا/توقتی تهیونگ اون حرف هارو زد ضر...

نام رمان قلب در تاریکی

<پارت ۱>《برادره ناتنیم》ویو ا/ت الان ۱ ماه میشه که بابام با م...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ¹ویو ا/تخدایا لطفا دیگه ت...

《وقتی برات قلدری میکرد ولی...》پارت ²ویو تهیونگ اصلا به حرف ه...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط