{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در حرم حضرت رضا ، به حضرت عرض کردم : آقا بشارتی به ما ند

در حرم حضرت رضا ، به حضرت عرض کردم : آقا بشارتی به ما ندادید ؟!؛ وقتی چشمانم رفت ، حضرت این شعر را برایم خواندند:
رو آر سوی ما ، که به سوی تو رو کنیم
وز غیر ما ، به سوی تو ، رو آورد بلا
تا آخر عمر این برای من ، سر مشق شد.
آیت_الله__حق_شناس_رحمةالله_علیه
دیدگاه ها (۱)

🕗 #وقت_سلام

○ یادم هست آخرین باری که کربلا مشرف شدم گفتم :"آقا جان ما را...

#چند_خاطره 🔸 خاطراتی از عنایتِ اهل‌بیت علیهم‌السلام به سردار...

🟤پزشکیان: از روزی می‌ترسم که خدا از من سوال کند که چه‌ کار ک...

👏توجه توجه توجه خیلی قشنگ بود حتما تا آخر بخونید. نهضت خرید...

پارت ۱۶ویو صبح ...ویو ات..............................از خوا...

وقتی سگ هار قلاده پاره کرده در سازمان ملل پیجر را بالا کرفت ...

توجه توجه توجه نهضت خرید نکردن از فروشگاههایی که فروشندگان آ...

Novel panleo ♡ #part⁶³ ♡『 leoreza 』نگاه عاجزانه اش رو بهم دو...

قسمت ۷

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط