فیک نویس ( پارت 1 )

فیک نویس ( پارت 1 )

دالیا: هایی من دالیا هستم که از دوران دبیرستان عاشق کای بودم اونم عاشقم بود ولی...

مادر پسره ۶ ماه شده بود که فوت شده بود و پدر کای با مادر دالیا ازدواج میکنم و در دل کای یه کینه به وجود اومده بود
و با من هم لج کرد تا دوران دانشگاه.😮‍💨
راستی کای قلدر مدرسه و موتور سوار بود me=

کای: امشب مسابقه موتور سواری داریم.....

شب
الکس: قوانین رو اعلام میکنم هر راننده ی موتوری باید پشتش یه دختر باشه

کای: حله

دالیا: صبر کنید داداش بیا بریم خونه چند وقته خونه نیومدی

کای: تو برو خونه من هنوز نمیام

دالیا: امشب تولدمه بیا دیگه🥺

کای: ما در ظاهر خواهر و برادریم تو واسم مهم نیستی

دالیا: پس این جوره
دیدگاه ها (۵)

فیک نویس ( پارت ۱۳ )مایل به پارت بعدی؟؟؟دالیا: تو اصلا منو د...

پارت دهفیک: آلوده ب درد نزدیکای عصر بود ات با اجازه از اعضا ...

پارت: چهارمارسلان:نیکا دیانا کجایید من و امیر رفتیم خریدنیکا...

مافیای جذاب من

(پری دریایی).۳.

بسم رب الشهداء...مسعود یه راننده حرفه ای موتور و ماشین بودبر...

عشق بی رحمانهpart1مقدمهامشب.. شب تولد ات... همه ی خانواده.. ...

آبنبات تلخ

وقتی پسر عموته و.....پارت ۴ویو اتکه یهو جر خوردم از خندهتهیو...

ببر وحشی part 5

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط