من یک #زنم

من یک #زنم
همانی که اگر #دلش بشکند
فریاد نمیزند#
مشت به #دیوار نمیکوبد
پشت سر هم #سیگار دود نمیکند
فقط گاهی
ممکن است از سرناسازگاری
شبی تا صبح #اشک بریزد بی صدا
تا گل #لبخندش برای فردا صبح
شکفته شود
دیدگاه ها (۱)

فصل دوم : جمله ای جبران ناپذیر زنگ ورزش که خورد، همه با سروص...

پارت ۳

سایه‌های کلاغپارت سی‌ونهم | میان مرگ و زندگی«کاوهههههه...!»ج...

ابلیس

رمان هفتمین سایه

دریاچه خونینفصل اول _ پارت22یک ماه گذشته بود.سی روز از روزی ...

رمان لونا و ویلیام : قسمت ۱۴

پارت ۲۲ — تهیونگ، نه! تو نمی‌تونی همین‌طوری—— می‌تونم.صدایش ...

سناریو مایکی{جنگل چشمات}مدیر : حالا که اینطوریه اینارو ببین ...

پشتِ دیوارِ سردت«اگه ازم متنفری، فقط بهم بگو؛ چرا هر روز کار...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط