{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

گفتی ز ناز بیش

گفتی ز ناز بیش
مرنجان مرا، برو!
آن گفتنت که بیش
مرنجانم آرزوست...
#مولوی
#ازدواج
دیدگاه ها (۱)

گُفْتَم رَها کُن جانِ مَن، گُفْتِی کِه آزَادِی مَگَر؟گُفْتَم...

مَـرا تا جـان بُــوَد جـانان تُـو باشی زِ جـان خوش تَـر چِه ...

تا بود بار غمت بر دل بی‌هوش مراسوز عشقت ننشاند ز جگر جوش مرا...

در جمع #کنگفو کاران ،بانبوه رزمی بسازیم سختاگر یار باشد جهان...

در باغی می خرامید آن آهوی رمیدهدامن کشان می رفت گل ها را چید...

تا صبح بیدارم ، چرا ؟ چون دوستت دارمآرام می بارم ، چرا ؟ چون...

یار مرا می‌نهلد تا که بخارم سر خودهیکل یارم که مرا می‌فشرد د...

تَنَت به نازِ طبیبان نیازمند مباد وجود نازکت آزردهٔ گزند مبا...

❤🍂... بہ‌ شراب آن نڪَاهت همه شب همیشہ‌ مستمبہ‌ خدا...

مژده وصل توام ساخته بی تاب امشبنیست از شادی دیدار مرا خواب ا...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط