{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کاش می شد که کسی می آمد.......

کاش می شد که کسی می آمد.......
باور تیره ی ما را می شست!!
وبه ما می فهماند... !!!
دل ما منزل تاریکی نیست!
""اخم""
برچهره بسی نازیباست !
بهترین واژه همان"لبخند"است
که زلبهای همه دور شده ست!
کاش می شد!!!
که به انگشت، نخی می بستیم!
تا فراموش نگردد هنوز ....
""انسانیم""
دیدگاه ها (۴)

🎭 آخرین نقشپارت چهارم— دوربین آماده‌ست!لیانا نفس عمیقی کشید ...

🍷 شراب قرمزپارت ۱۶ | سارارینا چند ثانیه فقط به پله‌ها خیره م...

ادامه

پارت سوم❤️کاتسوکی چند ثانیه دیگر به صورتش خیره ماند؛ انگار م...

((پارت چهاردهم))((پشت در، کسی منتظرم بود))«پس... من واقعاً ک...

عشق گمشده در تاریکی جنگلپارت پانزدهم(از زبان راوی)این سه ماه...

وقتی یادت رفت مرا دوست داشتی...

«رایحه پنهان»17:28تهیونگ آروم پلک‌هاش رو از هم باز کرد.چند ث...

کاش می شد که کسی می آمد....... باور تیره ی ما را م...

کاش می شد که کسی می آمد....... باور تیره ی ما را می شست!! وب...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط