{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیر

در نبودت گریه ها کردم، در آغوشم بگیر

گریه کردم، گریه ها هر دم، در آغوشم بگیر

 

ابر دلتنگی کمی لبریز باران ها شده

زیر چتر آهسته و نم نم در آغوشم بگیر

 

با همان شرم و حیای ناز و معصومانه ات

چشم خود بگذار روی هم، در آغوشم بگیر

 

آنقَدَر دلتنگ تو هستم که وقتی آمدی

تو بدون صحبتی محکم در آغوشم بگیر

 

گرچه می دانم بعید است انتظارم، لا اقل

در درون دفتر شعرم در آغوشم بگیر
دیدگاه ها (۴)

دلم همیشه پر است از زمانه ی تلخکه لحظه لحظه می دهدم یک نشانه...

می شوی با من عجین، حتی از این هم بیش ترمی شوی حتی "خودم"، حت...

تقصیر تو شد شعرم اگر مسأله ­ساز استزیبایـی  تو  بیش­تر از حد...

گیرم که مضطرب شده ای، غم گرفته‌ایدست مرا چه خوب ، که محکم گر...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط