من شاعرِ شیدایی ام شیدا تر از اینم مکن

من شاعرِ شیدایی ام شیدا تر از اینم مکن
همواره می گویم غزل سوداتر از اینم مکن
با عشق ودل همسو شدم جانانه تر در کوی تو
با سوزِ دل گشتم رها تنها تر از اینم مکن
من جنگ دارم با خودم شوری فتاده در دلم
در عشقِ تو رسوا شدم رسواتر از اینم مکن
با چشم ولب گویا شدم با جان و دل گویای تو
ای جانِ من ای جانِ من غوغاتر از اینم مکن
آرامِ جان من تویی ورد زبان من تویی
فرهاد تیشه گر منم رویاتر از اینم مکن
مهری به دل شوری به سرجامی به لب باعشق تو
من یک شبی یلدایی ام یلداتر از اینم مکن
بر خوان دل بنشسته ای مختارمن ای ماه من
زانو زنم در پیش پا دریـاتر از اینم مکن
هر لحظه من دارم دعا جان کریمـی" در وفا
می نالد از عشق و صفا شیدا اتر از اینم مکن
دیدگاه ها (۵)

عاشقانه های شبنم

تو ای آرام جان من ، مرا تو برتر از جانیچو خون بر رگ شدی جاری...

نقاش غزل تا ب چشمان تو پرداخت دیوان شد.ملکه خوب ها

گفتی: «عاشقین؟!» و دلم گفت: «مگر شک داری؟» من که جز نامِ تو ...

part 58کیم‌ویا.ت: جیش دارمخنده مردونه ای کرد آروم گفتتهیونگ:...

من شبی طولانی ام، یلداتر از اینم نکنجنگ دارم با خودم، غوغاتر...

سلطان

خواهم بگیرم ، ساز ... بر دست دل ، بازکنم شوری بسر آغاز... ...

نگارا نگارا مرو از برمبه فصل شکفتن مکن پرپرمهمه هستی من ز عش...

عشق پاڪم بوسه ای تقدیم لب کردی و من شیدا شدم من سکوتی بی هدف...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط