{% if state.amp %} {% else %} {% endif %}

کودکی هایم اتاقی ساده بود

کودکی هایم اتاقی ساده بود
قصه ای ، دور اجاقی ساده بود
شب که می شد نقش ها جان می گرفت
روی سقف ما که طاقی ساده بود
می شدم پروانه ، خوابم می پرید
خواب هایم اتفاقی ساده بود
زنده گی دستی پر از پوچی نبود
بازی ما جفت و طاقی ساده بود
قهر می کردم به شوق آشتی
عشق هایم اشتیاقی ساده بود
ساده بودن عادتی مشکل نبود
سختی نان بود و باقی ساده بود
#قیصر_امین_پور
دیدگاه ها (۱۳)

خاکسترِ خاطره»شبی که ماه، بی‌حوصله، پشتِ ابرهایِ خاکستری پنه...

پارت:²صبح، با صدای باز شدن پرده‌ها آغاز نشد؛ با صدای باران آ...

کودکی هایم اتاقی ساده بودقصه ای ، دور اجاقی ساده بودشب که می...

کودکی‌هایم اتاقی ساده بودقصه‌ای، دورِ اجاقی ساده بودشب که می...

کودکی هایم اتاقی ساده بودقصه ای، دورِ اجاقی ساده بودشب که می...

کودکی هایم اتاقی ساده بود قصه ای ، دور ِ اجاقی ساده بود شب ک...

کودکی هایم اتـــــاقی ساده بود..قصه ای ، دُور اجـــــاقی ساد...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط