تو به شوخی آمدی جلو

تو به شوخی آمدی جلو
بی خبر از آنکه
من جدی جدی شوخی ات را باور می کنم
اما دیگر شوخی نکن
من جنبه ندارم باورم می شود
مثلا به شوخی نگو که دوستم نداری
جدی می گیرم
به شوخی نگو که می روی
این بار از باور گذشته
تو شوخی شوخی می روی
و من جدی جدی خواهم مرد
میبینی
حتی شوخی رفتنت هم دیوانه ام می کند...!
😔 😔 😔
👤 ثمین پورآذر
دیدگاه ها (۳)

هـرگـز#رفـتـنـت را بــاور نـدارم. سـالـهـاسـت کـه از آنـروز،...

سناریو

جیهوپ: لونا من اومدم لوناویو جیهوپ رفتم توی اتاق لونا دیدم ی...

مادری که آرزوی پسر پنج‌ساله‌اش را باور نکردآنچه امروز بیش از...

سناریو بلولاک/قفل آبی

شخصیتهای توکیوریونجر به عنوان دوست پسر

👑 پارت هشتم | تمرینِ رقصصدای ویولن در سالن تمرین می‌پیچید.لی...

سایه‌های قلبℙ𝔸ℝ𝕋 𝟜: انتخاب سختبعد از رفتن ا/ت، محوطه‌ی دانشگ...

˚୨୧⋆د؏ـوﺕ‌ﻧﺎﻣـه‌ی طَﻟـﺎﯾـی˚୨୧⋆    ۱۰ پارتچند لحظه به تهیونگ ...

«پارت بعدی در راه است… ⏳✨شرط انتشار سریع:✅ 10 لایک✅ 15 کامنت...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط