عمارت اون مافیای ترسناک. پارت۱۳

عمارت اون مافیای ترسناک پارت ۱۳

ته! هیعع خب ولی به من ربطی نداره من کلا از هر زن و دختر و ... هست خوشم نمیاد من میام تا آخر عمرم مجرد بمونم
و دیگه قلبم و به هیچ کس نمی بازم

یول: خب جیمین چه خبرا ، اوضاع شرکت چطوره؟؟

جیمین: همه چی خوبه از تو چه خبر
این کلاغا خبر آوردن با هم هستین

یول: کلاغا اشتباه خبر آوردن ما فقط دوستیم

ته! نمیدونم وقتی جیمین گفت با هم هستن عصبانی شدم هم از یول و هم از ات اما چرا؟ بعدش دوباره وقتی یول گفت نه با هم نیستیم خیالم راحت شد نکنه نه بابا حتما روش کراش زدم ، کراش زدن و عشق فرق میکنه

کوک: اوووووووووووووو ته ما تو فکره چی شده پادشاه
کیِ دلتو دزدیده؟؟؟

جیمین: دیدی چشم خوردیموووو

نامی: حالا نمیخواد اهنگ دوست پسر من چه گریه بخونین والا اگه مثل قبل شروع به اهنگ خوندن کنین ول نمیکنین تا اون یکی کم بیاره آخرین بار ۵ ساعت طول کشید

جین: نامی راست میگه خیلی بیکارید بیاین به صورت هندسام من نگاه کنین و غبطه بخورین

شوگا: وای دوباره هندسام بودنش زد بالا

جین: به به گربه ی ما هم بیدار شدن میخوابیدین جناب

شوگا: نه مرسی راحتم نیم ساعته اینجا خوابم از دو روز پیش هم خونه ی خودم خوابم دیگه بسمه

همه به غیر از شوگا: خدایا شکرت

جی هوپ: بچه ها بیاین با دوست یول آشنا بشیم به هر حال دوستِ دوستِ ما دوست ماست

شوگا: چی میگه این دوباره؟

جی هوپ: بی تربیت
خب یول دوستت رو بیار

یول: پس من میرم تو آشپزخونه تا ات رو بیارم

خوشگل خانم ویو😂:

یول رفت تو آشپز خونه تا ات رو بیاره


یول: ات چیکار میکنی

ات: به به اقا نابینا هم تشریف آوردن نمیبینن دارن ظرف میشورم

یول: خب حالا وحشی چته پاچه میری؟

ات: خسته شدم

یول: الاهی پیرزن کمرش درد گرفته؟

ات: زهرمار گمشو از جلو چشمم مستر پیرمرد

یول: بسه دیگه اومدم بگم دوستام گفتن اشناتون کنم با هم دیگه

ات: من روم نمیشه نمیام

یول: بیا بریم دیگه

ات: من میدونم اصرار هم کنم ول نمیکنی پس باشه

خوشگل خانم ویو🤣:

و یول دست ات رو گرفت و دنبال خودش کشید و برد پیش دوستاش

یول: خب بچه ها این ات هستم ، ژارلی ات
خب دوستان ات پدر مال انگلیس هست ولب بزرگ شده ی کره واسه همین فامیلش کره ای نیست و مادر هم کره ای هستش

ات: سلام دوستان ، همین طور که یه میمو چیز یول گفت من ات هستم و خب همین

- جی هوپ هستم میتونی هوپ یا هوپی صدام کنی
_یونگی هستم میتونی شوگا صدام کنی
-جیمین هستم میتونی موچین صدام کنی
-جین هستم میتونی ورد وای هندسام صدام کنی
-نامجون هستم میتونی نامی صدام کنی
-جونگ کوک هستم میتونی کوک صدام کنی

[بچه ها وقتی * رو میزارم کنار نوشته یعنی از زبان خوشگل خانم ویو گفته شده]

* ته تمام مدت ساکت بود چرا که وقتی یول دست ات رو موقع اومدن گرفته بود عصبانی شده بود .

ات:........

اسلاید دو تقدیر از حمایت زیاد فالوور عزیزم، مرسی خوشگل خانم
دیدگاه ها (۲۳)

#دو پارتی از هیونجین . درخواستی موضوع: (وقتی توی کمپانی باها...

#عشق _بعد _نفرت پارت 13ات: اره نگران نباشید میام کوک: هر جور...

دیدار باتو (part 2)

کوک: باشه( ترس )یون یکم شیر خورد یون: مرسی سیر شدمخواهر ته: ...

سناریو #BTS وقتی سرما میخوری و حالت بدهنامی: بیا داروهات رو ...

سناریو bts(وقتی دستتو میبری ذوق میکنی)«نامجون: وای دستت چیکا...

اولن 20 تایی شدنمون مبارک بعدم بریم سراغ یه سناریو ی جذاب ام...

پارت شانزدهم کوک. رفتم شرکت بیبنم که این دوتا چی میگن ته. وا...

پارت 32🎀🦋 ویو آت 🦋🎀آت: بیا دیگه!ته: باشه. 😐🚗 توی ماشین...هیو...

سناریو BTS(وقتی میزنی تو باسن شون در میری)«نامجون: شعور شخصی...

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط