#عشق _بعد _نفرت

#عشق _بعد _نفرت

پارت 13

ات: اره نگران نباشید میام

کوک: هر جور دوست داری

نامجون: شوگا این چه کاریه ها

جین: چرا اینطوری باهاش حرف میزنی

شوگا: چون اونم عین لایلا هرزست

جیمین: هی هی هی ببین لایلا هرزست ات نه هیچوقت ات رو با لایلا مقایسه نکن

شوگا: هه هر جور میخوای فک کن

ات: بچه ها ببخشید من نازک نارنجی ام

کوک: اوه ات خوبه چشات پف کرده

نامجون: دیگه ادامه ندید(اروم)

جیهوپ: بریم تمرین؟

ات: بریم

"نیم ساعت بعد"

ات: بچه ها من دیگه باید برم

پی دی نیم: ات حاضری

ات: اره حاضرم بریم

ویو ات
سوار ماشین شدیم و به سمت محل قرار مون رفتیم
پی دی نیم: ات میتونی با من راحت باشی میتونی بابا صدام کنی

ات: حتما

پی دی نیم: خب منم دخترم صدات میکنم

ات: 😊

"پنج مین بعد"

پی دی نیم: خب رسیدیم

ویو ات
پیاده شدم و رفتم تو محل با همه سلام احوال کردم و اشنا شدیم استایلیست و گیرمورم دوتا پسر جون بودن و اهنگ سازم هم یه دختر گوگولیه ناز بود بعد اشنایی به سمت کمپانی رفتیم وقتی رسیدم اعضا داشتن تمرین میکردن منم وقتی تموم کردن بچه هارو بهشون معرفی کردم

ویو یونگی
نمیدونم چرا با دیدن اون دوتا پسر که استایلیست و گیرمور ات بودن عصبی شدم ولی خودمو بی خیال نشون دادم

ات: خب شما برید به کارتون برسید منم باید تمرین کنم
دیدگاه ها (۰)

پارت 15رمان🦋 عشق مدرسه ای 🦋ات: چه شرطی؟ هیونجین: ( به لبش اش...

𝓹𝓪𝓻𝓽۶۴با کوک رفتیم یه پاساژ یه هودی ckبرداشت و حساب کردم و ب...

پارت 4 رمان 💘عشق مدرسه ای 💘هیونجین با تعجب گفت: هیونجین: ات ...

پارت 34رمان عشق مدرسه ای ⭐ویو ات: دلقک لباس ات رو تنش کرد و ...

𝐛𝐞𝐭𝐰𝐞𝐞𝐧 𝐥𝐨𝐯𝐞 𝐚𝐧𝐝 𝐡𝐚𝐭𝐞𝐏𝐚𝐫𝐭:⁵¹ویو: جونگ کوک× وایی خداااکوک این...

#درخواستیپارت۲که صدای در اومد.. اعضا همه از اتاقشون اومدن بی...

پارت 38رمان عشق مدرسه ای ویو صبح اردو: لیسا: ( خمیازه) صبح ب...

p1جونگکوک:اوففففففف... خسته شدممممممتهیونگ: خسته نباشینامجون...

پارت چهار ات‌ ویو داشتم میرفتم قهوه هارو بیارم که صدای تهیون...

رمان

در حال بارگزاری

خطا در دریافت مطلب های مرتبط